شعر

حرف حرفِ خاله / زن زنانِ کوچه های پچ پچ

حرف حرفِ خاله /زن زنانِ کوچه های پچ پچ و نگاه های خالی از سکوت

گوش گوش های موشِ خانگی و موش های فاضلاب و گربه های لات و لوت

می زنند و می خوری و حرف/حرف های خیس و آبِ این دهان و آن دهانِ خیس

می بَرند و می بُرند و آبِ روی رفته و سیاه فتنه های موج موجِ موت

شهر،شهرِ خالی از هوا و اتفاق های بی هوا و ریزگردهای در هوا

شهر،شهرِ سرفه های خشک و خلط های خونی و بنوش،نوش نوشِ زغنبوت

این تکیده های گوشت،گوشت های لُخت و لخته های خون و استخوانِ در گلو

قورت می دهی و می جوی و تکه تکه های هیچ/هیچِ هیچ قوتِ لایموت

کارد های کند و تیزی جنون و پوست می کنند هی شکنجه در شکنجه گاه

سگ کشی و…! غیرتت کجاست؟سگ مرام باش ای تنیده تارهای عنکبوت

سگ صفت تکان تکانِ دم/ سگانِ باوفا،سگان زخمی و بریده هر دو گوش

تیغ بر گلو جنازه هایشان بدون واق واقِ شهر زیر سایه ی بلوط

شعر سمیه جلالی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن