اجتماعی

درد تنهایی سازنده است

مرگ احساس یعنی مرگ انسان بودنتان

دو نوع تنهایی داریم اولی زمانی است که شما بعد از یک جمع دلچسب به سکوت می رسید و دومی هنگامی است که از ابتدا در سکوت بوده اید، کدام سخت تر و کدام سازنده تر است؟

بگذارید از دومی به اولی برسیم،باید اقرار کنیم که انسان در تنهایی بیشتر به مسائل توجه دارد،با دقت و شفافیت بالاتری اندیشه می کند و این حالت بعد از مدت زمانی چند در او بر اثر تکرار تقویت می شود. در تنهایی محض تخیلات پررنگ تر یادگیری سریعتر و گاه شخص عالمی برای خود می افریند که همه ی این مسائل در روانشناختی در تقویت حافظه فرد مفید می افتد.

اما تنها بودن بیش از حد فرد را گاه به جنون و عدم تمایل به ابراز عقیده در جمع می کشاند و این به علت عدم تخلیه ی عواطف و احساسات بر می گردد در این شرایط شخص دیگر از بودن با ادمیان هم لذتی نمی برد و در خود فرو رفتن را انتخاب میکند البته اشخاصی هم داشتیم که سکوت را به هرچیزی ترجیح می دهند.

گونه ی اول افرادی هستند که بعد از یک جمع هیجانی به منزل برمیگردند وبه سکوت می رسند انها این حالت را ازاردهنده می بینند و اصلا تحمل این مسئله را ندارند،چرا که هدفی برای خود در چنین شرایطی نتراشیده اند و اهداف ان ها درجمع و در اجتماع تعریف می شود.ان ها مقلد،احساساتی،و معمولا زود فریب میخورند چرا که به صورت ناخوداگاه هنگامی که در جمع قرار میگیرد زیاد اندیشه نمیکنید و دیگران به جای شما تصمیم می گیرند پس.چاره ی کار چیست؟

بهتر است درجمع ابراز عقیده کنید،تفکر کنید و منفعل محض نباشید و در خلوت نیز به این مسئله توجه داشته باشید که دانش شما اگر به دیگران منتقل نشود با مرگ شما می میرد پس رو به روی اینه گاها با خودتان حرف بزنید و احساساتتان را بروز دهید.

مرگ احساس یعنی مرگ انسان بودنتان

https://www.facebook.com/new.vision.soci.cultural/

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن