شعر

الف لام میم یا آآآ س‌ی‌ی ن

الف
لام
میم
یا آ آ آ آ
سی ی ی ی ن

بخوانید
بخوانید
من را،
چون
کتابِ مقدس!

شرحی از بهشت,
نه!
چون جهنمی
که
پر از
بهشتیانِ
روی ِ
زمین است،

بخوانید,
بخوانید
و تاویل کنید،
چونان
متنی که،
زندگی را
زیسته است،
در میانِ
آتش
و
خون،
رنج
و
جنون،

گاهی
در

قله هایِ سرسپید ِکوه ها،
یا:
دره هایِ مه گرفته
یا:
دامنِ پر لاله
و
چمنِ دشتهای سبز،

گاهی
در غارهای تاریک
و
شبهای
بی آتش
قرن های پیش!

من را
بخوانید،
چون،
مناجاتِ
شبانِ موسی،
و
صورتِ
دخترِ ترسا،
چون:
اتهامِ
مریمِ
مجدلیه

بخوانید.
همچون
دفاعیاتِ
ساکو،
و
وانزتّی،

بخوانید،
مثل چشمانِ دختری که،
از خانه گریخته است،
و
گرفتارِ حرامیان است
در
شهر نو،

بخوانید،
و
تأویل کنید!
کیفر خواست بنویسید!
و
قضاوت کنید!
کو
آنکه اولین سنگ را،
پرتاب کند؟

بخوانید،
چون
روایتِ عصیانِ
عشاقِ
مقدسِ تاریخ،
چون روایتِ
تمام زنان و مردان،
در
غزلیاتِ عاشقانه ی همه اعصار
بعد از
ویرانیِ
برجِ بابل

بخوانید،
بخوانید،
چون ضجه های
زخمیِ
در دام
افتاده ای،

بخوانید
و
بدانید،
آنچه بر شما
الهام میشود،
از آنِ
راهیست
که شما
خود
پیموده اید!

قضات گرامی،
شما،
رویِ پلی،
میانِ
جهنم
و
بهشت،
نشسته اید،
جایی
مثلِ
همین
«زمین»

بخوانید
من را
بخوانید
چونان
«ابهامِ»
متونِ
مقدس!!!

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن