اجتماعیفرهنگی

❗️ناپرسایی و انجماد ذهن❗️

پرسش فهم نقد نیچه

حتماً بسیاری از شما درزندگی با افرادی روبرو بوده اید که ادعای دانایی می کنند و با آوردن چند جمله قصار ازاین یا آن متفکر تصور می کنند که آنها را می شناسند بدترین چیز قضاوت درباره یک متفکر،فیلسوف،اندیشمند براساس جملات قصار اوست.جملات فقط دردرون متن معنا می یابند و لاغیر.بیرون کشیدن یک جمله ازدرون متن و زمینه خاص خود و حتی غیر مرتبط کردن آن با زمان و مکان گفته هم به بخشی ازاین مشکل اضافه می کند.آوردن دو جمله از شوپنهاور یا نیچه فقط به توهم همه چیزدانی ما کمک می کند.وهمی که دست ازسر مردم برنمی دارد خاصه با آمدن فضای مجازی و اطلاعات ویکیپدیایی و تلگرامی و کپی و فوروارد کردن مطالب بی سرو ته به خود می باورانیم که می دانیم درحالی که پرسیدن و به میان کشیدن چندپرسش ساده درباره همان افراد کل اطلاعات ما را پوچ جلوه می دهد.بیایید از کسی شروع کنیم که جملات قصارش مثل نقل و نبات تو محافل تلگرامی منتشر می شود منظورم نیچه است و اگر تصور می کنید نیچه را می شناسید بیایید به این پرسش های ساده درباره وی پاسخ بگوییم.
1-اولین کتابی که نیچه نوشت چه نام داشت؟ موضوع آن چه بود؟ چه پرابلمی را مطرح نمود؟ و چه پاسخی برای آن فراهم نمود؟
2-موضوع کتاب اینک انسان چه بود؟چرا دراین کتاب فلسفه خود را حمله به دوهزارسال هتک حرمت انسانیت می داند؟
3-چرا به زعم نیچه حقیقت زن است و دوشیزه ای است با شرم و حیا؟
4- اززبان زرتشت اعلام می دارد زیبایی نوایی آرام دارد و فقط دربیدارترین روان ها نفوذ می کند.منظور او اززیبایی و روان بیدارچیست؟
5-چرا دربرابر امرآپولونی از امردیونوسوسی دفاع می کند؟ و سنگینی این مفاهیم ازکجا نشئت می گیرد؟
6-می گوید اندیشیدن را باید مثل رقصیدن یادگرفت و اعلام می کند باید با کلمات،با مفاهیم مان برقصیم منظور او دقیقاً ازرقص چیست؟
7-او ازسه نوع توهم سخن به میان می آورد این سه توهم که انسان دچارآنهاست کدام هستند؟چرا وی ازخوی تراژیک دفاع می کند؟ به نظر وی مدرنیته برای سلامت و شکوفایی خود به چه چیزی نیازدارد؟
8-او ازایده بازگشت جاودان سخن می گوید ازاوبرمن و انسان واپسین و انسان والا منظور وی دقیقاً چیست؟
9-می نویسد پهلوان روانت را رها مکن و امید اعلایت را مقدس نگه دار! منظور او ازکلمه پهلوان چیست که آن را درتقابل با عیاش قرار می دهد و امید اعلا چیست؟
10-او درپی «جان سنگین» است.منظور وی ازاین مفهوم را توضیح دهید.همچنین وی ازگناه فعال سخن می گوید و چرا نیچه به شدت مخالف استبداد،میانمایگی و جزم اندیشی است؟
می بینید وقتی پای پرسش های حقیقی به میان می آید ذهن دچار خلجان و تلاطم می شود.پرسش سرآغاز تفکرانتقادی است.مادامیکه تفکر انتقادی و پرسش پیشه نکرده ایم تنها مصرف کننده ایم.مصرف کننده چیزهایی که دیگران جویده اند و دورانداخته اند.اندیشه های متفکران باید ازآوندهای نقد عبورداده شوند درغیر این صورت این دانسته ها فقط باری اضافی برذهن هستند نوعی دانش زائد که نه تنها دردی را دوا نمی کنند بلکه خود بر بی کنشی و انجماد ذهنی فرد هم اضافه می کنند.

 

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن