شعر

شام غم!

شاعر: زمان ستیز

شامِ غم نسل خون از شامِ غم بیدار گردد بهتر است

یک کمی مستانه و هوشیار گردد بهتر است

در صفِ دیوانگی ایستاده ماند چون شفیع

سرخوش و دیوانه و سرشار گردد بهتر است

در میانِ جنگلِ خود خواهی ی این سرزمین

اندک اندک جملگی، کفتار گردد بهتر است

با عقابان های خونین بالِِ ما، در جاغوری

در مسیرِ سرنوشت دیوار گردد بهتر است

همچو ببرِ پر غرور در جنگلِ پُر خاطره

چون ابوذر غزنوی مختار گردد بهتر است

مثلِ چنگیزِ، مثلِ هتلر، مثلِ آن تیمورِ، لنگ

هر یکی با نوبتش خونخوار گردد بهتر است

درس عبرت را کسی از خالقو آموخته است

صاحبِ نام ‌و نشان، بسیار گردد بهتر است

بعد از این همگام با این شاعرِ مظلوم ستیز

این غزل در تاریخ اش تکرار گردد بهتر است

 

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن