سیاسی

جاغوری درپشت پرده ابهام

جاغوری بخش از جنوب هزاره جات بوده که از چند سال بدینسو تلاشهای زیادی برای ولایت شدن آن دررده های مختلف بصورت رسمی وغیررسمی جریان داشته، ملاقاتهای متعددی صورت گرفته وتا حدودی نتایجی هم بدست آمده است چنانچه دولت هیئت مختلط را ازادارات مختلفه متشکل از8 وزارت موظف کردند، وهیئت در حدود چندسال قبل به جاغوری مسافرت وبااستقبال گرم مردم محلی مواجه گردیدند،هیئت درطی مدت اقامت شان شرایط قانونی مسئله را که شامل تعداد نفوس، مساحت جغرافیایی واوضاع واحوال اقتصادی-اجتماعی میگردید بررسی کرد ند وبعد ازتهیه گزارش به کابل برگشتند بعدازهماهنگی، این نظریات توسط وزارت امورداخله ذریعه پیشنهادیه به ریاست عمومی اداره امورسپرده شد تا درفرصت مناسب برای بحث به شورای وزیران پیشکش گردد، براساس آخرین اطلاعات پیشنهاد مذکورهنوزهم دراداره اموراست وبه شورای وزراء پیشنهاد نگردیده است.
درحال حاضر این موضوع دریک خلای قانونی قرار دارد زیرا قانون تشکیلات اساسی دولت وقانون اداره محلی که تا هنوزبه تصویب شورا نرسیده است، اما تصویب قوانین مذکور بر مشکلات اینموضوع بیشترازپیش خواهد افزود زیرا مواد این قوانین معیارهای سختی فراراه این کارقراردادهاست وتاحدود زیادی این معیارها بالا رفته است بگونه نمونه معیارنفوس برای ولایت درجه سوم که قبلا 250000 هزارنفردرنظرگرفته شده بود درقوانین جدید تقریبا دو برابر افزایش داده شده است. عدم موجودیت احصائیه دقیق نفوس تمام کشورومنجمله جاغوری وولسوالی های دیگرمثل مالستان که قراراست به جمع ولسوالیهای مربوط جاغوری به حساب آید، بگونه که احصائیه مرکزی قبلا نفوس جاغوری را 288000 به ثبت رسانده بود اما درحال حاضرنفوس جاغوری درحدود 400000 تخمین زده میشود. بروکراسی وضعف ادارات دولتی تا حدود زیادی باعث کندی این روند شده است . نوع وشیوه برخورد واجرائات مقامات هم تاحدود زیادی نسبت به اقوام مختلف و نا همگون است، بطور نمونه اقدام عملی پروسه جاغوری قبل ازپنجشیر بود وازطرفی دیگر جاغوری نسبت به پنجشیر نفوس ومساحت جغرافیایی بیشتری هم دارد درحالیکه پنجشیر درتشکیلات رسمی دولت به حیث ولایت مستقل به ثبت رسید.
افغانستان کشوریست که جریانات چند دهه آشوب وجنگهای خانگی اختلافات عمیق قومی ،مذهبی و سمتی رادربین مردم آن ایجاد کرده است.
1- مقامات دولتی میگویند که درحال حاضر احصائیه دقیق ازتعداد نفوس در هرولایت وجود ندارد، آمارواحصائیه های که قبلا گرفته شده به دلیل نبود میکانیزم دقیق وروشن وسایر موانع ومشکلات فرهنگی ،جغرافیایی وامنیتی ازاعتبارچندانی برخوردارنیست بناء ا ین پروسه تا زمان احصائیه گیری دقیق نفوس به تعویق انداخته شود. اما با آنهم با استناد به احصائیه مرکزی که دولت ارائه کرده وپروسه های بزرگ ملی مانند انتخابات براساس آن انجام پذیرفته نشان میدهد که نفوس جاغوری درهنگام انتخابات 288000 نفرتخمین شده است حداقل نسبت به “4” ولایت برحال وموجود زابل، نورستان، پنجشیر و نیمروزنفوس بیشتری را درخودگنجانیده است، اما باآنهم تاهنوز بحیث ولسوالی باقی مانده است.
2- دلیل تراشی مسولین دولتی که بیشتررنگ وبوی سیاسی دارد اینست که یکنوع هماهنگی ودادوگرفت متقابل میتواند راهگشا باشد، طوریکه بنمایندگی ازاقوام دیگر نیزپیشنهاد ارتقای ولسوالی به ولایت ارائه گردد واین امتیازمتقابل میتواند تاحدودی نمایندگان اقوام مختلف را بدین امر راضی بسازند که به تمام این ولسوالی ها رای مثبت بدهند، جریانات فعلی درحال حاضر نشان میدهد که تلاشهای عملی دراین راستا ادامه دارد، زیرا قرارمعلوم ولسوالی پامیربدخشان (نمایندگی ازتاجکها) اسناد مربوط به ولایت شدن ولسوالی شان قبل ازجاغوری تکمیل وبه اداره امور سپرده شده بود واسناد مربوط به ولسوالی دیگر مثل شینوار(نمایندگی ازپشتونها) نیززیرکاراست وقراراست که بزودی تکمیل وبه اداره امور تسلیم داده شود.بدین ترتیب هریک ازاین ولسوالی ها که نمایندگی ازیک قوم مشخص رامیکند امکان زیادی را برای ارتقاء به ولایت چه درتصمیم گیریهای شورای وزیران وچه درتصامیم شورای ملی پیدا خواهد کرد.
مشارکت ملی وقتی شکل عملی به خود می گیرد که تمام ملیتهای افغانستان متناسب به تعداد نفوس شان در تمام نهادهای قدرت دولتی و ملی سهیم گردند. تنها با اشتراک چند وزیر در کابینه، مشارکت ملی تامین شده نمیتواند و نباید هم بسیار دل خوش کننده باشد. نهادهای قدرت، از کابینه گرفته تا ولایات، ولسوالیها، سفارت خانه ها، نهاد های قضایی، شهر داریها، بدنه های کاری و اجرایی وزارت خانه ها، وغیره، همه را احتوا می نمایند. اگر در همه ء این نهاد های قدرت، حضور کادر های ملی تمام جوامع افغانستان، مطابق به شعاع وجودی شان، تامین نشود نباید از مشارکت ملی و عدالت اجتماعی، سخن گفت. افغانستان امروز افغانستان دیروز نیست. تجربه‌های دیروز نیز به بهای آسانی گرفته نشده بود که امروز به سادگی از کف نهاده شود. افغانستانِ جدید به سیاست‌های جدید، به سنت‌های جدید ضرورت دارد. مردم هزاره به حیث ساکنان بومی افغنستان، به استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشور افتخار می نماید. بدون شک رسیدن به وفاق ملی منوط به شرکت تمام اقوام، قبایل و تبارهای خورد و بزرگ، مطابق به تعداد نفوس شان در حیات سیاسی کشور می باشد، مردم هزاره با درس های که از گذشته ء تاریخی خود گرفته است به درستی درک می نماید که ضمانت های بین المللی در جهت تحقق دموکراسی، عدالت اجتماعی، رعایت حقوق انسانی در کشور ما به وجود آمده است. پیدایی این ضمانت ها در کنار ثمرات مختلف خویش، این امید را تقویت می کند که تاریخ بار دیگر بر ما تکرار نشود و مردم ما گروه، گروه در اثر عصبیت های قومی و قبیلوی به کشتار گا ه ها، نروند. بجاست که مردم افغانستان با پشت سرگذاشتن تجربیات تلخ گذشته و قریب به سه دهه جنگ ‏و درگیری، اختلافات خود را کنار بگذارند و برای افغانستان آزاد، آباد و مستقل تلاش نمایند. به این ‏نکته باید اذعان کرد، افغانستان علیرغم پیشینه ای تاریخی و فرهنگی که دارد، امروز نیز این کشور از ‏سرمایه های علمی، فرهنگی، اقتصادی اثار تمدنی و باستانی فروانی برخوردار می‌باشد که در صورت ‏استفاده درست ازین امکانات مادی و معنوی و نیروهای فکری- فرهنگی به توسعه افغانستان ‏سرعت بخشیده و این کشور را در زمره کشورهای پیشرفته جهان قرار خواهد داد.
نتیجه گیری :- تاریخ خونین و استبدادزده افغانستان گواهی میدهدکه هیچ یک ازاقوام دیگر مانند مردم هزاره موردتبعیض و ستم وحشیانه نظام های وقت قرار نگرفته اند، که زمامداران قوم گرای سلطنتی در شش دهه اخیر بخصوص به دوره دوم صدارت محمدداود در هنگام تجدید نظربر تقسیمات ملکی کشور سعی کرده است محلات و ولسوالی های هزاره جات مرکزی را بصورت پارچه – پارچه به شش ولایت هم جوار هزاره جات مر بوط سا زند تا از تشکیل و ایجاد ولا یات جداگانه و مستقل هزاره نشین و از ذکر هویت و نام هزاره ها جلو گیر ی بعمل آورند . گرچه طرح پشنهادی تشکیل ولایات جد ید چندین بار بوسیله اشخاص صاحب نظر مردم هزاره و متخصصین این بخش کشور تکمیل و پشنهادات مکرر صورت گر فته است. ولی امید واریم ر هبران کنونی دولت این موضوع حیاتی را در نظر داشته و بخاطر تامین عدالت اجتماعی -رفع و زدودن رنج های بیکران جامعه هزاره که ولایت جدید جاغوری و ولایات پشنهادی دیگر را در هزاره جات منظور وتقاضای برحق و عادلانه مردم هزاره را که چندین قرن مورد تبعیض تقسیمات جغرافیائی قرار گرفته است مورد اجابت قرار دهند و این میراث شوم گذشته بیشتر ازین بر شانه های مردم هزاره سنگینی نکرده و این مردم تحقیرشده و زیر ستم نیز به خواست برحق خویش درین باره برسند.

“عوضعلی فرزام”

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن