سیاسی

دوئل رهبر زاده ها و نیروهای جدید سیاسی-غیر حزبی

انتخابات دور هفدهم مجلس نمایندگان آبستنِ رقابت های تنگاتنگ و صحنه زور آزمایی میان رهبر زاده ها و نیروهای جدید سیاسی-غیر حزبی است. رهبران سیاسی و تيكه داران قومي که برای نیم قرن در متن مناسبات قدرت و سیاست بودند و سهم فعالِ در تصمیم گیری های سیاسی در کشور داشتند، اکنون برای دوام آوردن در متن سیاست و قدرت، تلاش دارند پس از خود شان، فرزندان شان به شانه های مردم و جوانان با همان روش های سنتی تحمیل شوند. تحولات و رخدادهای سیاسی سه_چهار سال اخیر در کشور، موقعیت برتر و هژمونیک رهبران جهادی و جگر گوشه های شان را که در گذشته و به ویژه در دوران حکومت حامد کرزی داشتند را به چالش کشانده است و ثروت های باد آورده که این طبقه ممتاز جامعه به جیب می زدند را به حد اقل رسانده است. احتمالا تنها اقدام درخور توصیف حکومت غنی، دور زدن و به حاشیه راندن رهبران جهادی و تیکه داران قومی از متن سیاست و قدرت در کشور است، هر چند بافت قبیلوی، تباری و خانوادگی قدرت و سیاست کماکان محسوس می باشد. به هرروی، امروزه جدی ترین رقیبان و سخت ترین موانع سر راه جگر گوشه های رهبران سنتی، ظهور نیروهای جوان و فعال است که از میان توده‌ی مردم برخاسته و قد راست کرده اند. حضور نسل جوان در صحنه‌ی سیاست افغانستان که قویا از کارکردهای احزاب و جریان های سیاسی بیزار و با رهبران و مدیران محافظه کار چنین جریان ها سر ستیز دارند، در واقع تداعی کننده دگرگونی فراگیر مناسبات قدرت و سیاست در کشور است. اغلب کاندیداتوران جوان این دور مجلس نمایندگان دانشگاهی و فعال  اندکه با ارزش های نوین چون دموکراسی، حقوق بشر، رسانه های آزاد و آزادی های سیاسی-مدنی بزرگ شده اند و تجربه غنی کار در نهادهای معتبر ملی و بین المللی را دارند. واقعیت این است که در حکومت های دموکراتیک، انتخابات جز جدایی ناپذیر دموکراسی لیبرالی بوده و حولِ احزاب و جریان های سیاسی معنا پیدا می کند و یا سخن دیگر، احزاب و جریان های سیاسی اند که برای کسب قدرت سیاسی با همدیگر وارد رقابت می شوند. اما در افغانستان، احزاب سیاسی و جهادی با توجه به پیشینه تاریک و آینده موهوم، برنامه ها و کارهای شیوه ناکارامد و ساختار و تشکیلات ناقص و معیوب که دارند تا هنوز نتوانسته جایگاه واقعی شان را در جامعه افغانی پیدا کنند و به نمایندگی از کتله از مردم افغانستان، از حقوق آنها دفاع و خواست ها و مطالبات شان را پاس بدارند. اغلب احزاب و جریان های سیاسی فرد محور  بوده و بعضا از سطح ملی به سطح خانواده‌گی تنزیل یافته اند و اهداف خورد قومی، تباری و لسانی را دنبال می کنند. کارگزارانو مجریان آن فاقد دانش حکومتی بوده و حلقه نزدیک به آنها را اکثرا کرکترهای خودخواه، جاه طلب، محافظه کار و تشنه قدرت و ثروت تشکیل می دهند. با این لحاظ، بیشتر جوانان افغانستان سیاسی اما غیر حزبی اند و هیچگاهی در درون احزاب فعال و نیمه فعال در کشور، منافع و علایق شان را جستجو نمی کنند. همه روزه فاصله میان دو طرز دید «نوگرا» و «محافظه کار» رو به فزونی است و فاصله ثروت و دارایی میان توده های حامی و رهبران سنتی و تیکه داران قومی زیادتر می شود. افزایش تفاوت های طبقانی و مهمتر از آن، میراثی کردن و خانواده‌گی ساختن قدرت و سیاست، روابط این جریان های سیاسی را با نسل جوان قسما به مرحله‌ی انقطاع رسانده است. مبارزات انتخاباتی دور هفدهم مجلس نمایندگان برای رهبران سنتی و تیکه داران قومی در واقع بازی مرگ و زندگی است. شکست جگرگوشه های رهبران سنتی به معنای مرگ سیاسی و پایان سلطه و خودکامگی آنها می باشد و در جانب دیگر، جسارت، شهامت و توانایی های کاندیداتوران جوان و پختگی شعور و فهم سیاسی توده ها را به محک آزمایش قرار می دهد. امید است که نیروی نوظهور سیاسی که جدیدا در صحنه سیاست افغانستان پا گذاشته اند با همکاری بی قید و شرط مردم، معادلات قدرت و سیاست را به سود نسل جوان بهم زنند و موقعیت هژمونیک تیکه داران قومی که خود شان را آئینه تمام نمای آرزوهای توده ها می پندارند و سال های متمادی است که به قدرت دست بند زده اند را با تمام امکانات لوجستیکی و تدارکاتی شان به چالش بکشند. انتظار می رود این بار مردم افغانستان با رجوع به حافظه تاریخی شان و بازخوانی خاطرات تلخ جنگ های خانمانسوز دهه هفتاد که کابل را به حمام خون گروه های قومی بدل کردند و هزار و یک مصیبت دیگر را بر ما روا داشتند، در این مرحله حساس باید در کنار نسل جوان که از میان توده ها برخاسته و به میدان آمده اند، حمایت جدی نمایند. نیاز است از ظهور نیروهای جدید سیاسی که درد دیده و درد آشنا اند، استقبال گردد و آنها را در پیشی گرفتن از جگرگوشه ها و فرزندان نازدانه رهبران سنتی یاری رسانند تا باشد ما تغیر و دگرگونی های فراگیر اجتماعی را نظاره گر باشیم. قطعا در صورت پیروزی فرزندان رهبران سنتی و قمندانان جهادی، وضع سیاسی کشور به حال سابق که ایستا و فاقد تعارض بوده است، میخکوب شده باقی میماند. کثرت کاندیداتوران در شهرکابل و خصوصا در غرب کابل و میزان پایین رای دهنده گان در این نواحی، رقابت انتخاباتی میان کاندیداتوران را تنگ تر ساخته و چانس کامیابی نامزدان را پایین آورده است. کاندیداتوران مورد حمایت احزاب سیاسی با در اختیار داشتن امکانات بهتر و با توسل به شعارها و جملات قالبی-تکراری گذشته ، از هیچ گونه تلاشی برای کامیابی خود و ناکامی رقیبان دریغ نمی ورزند. به هر روی، کاندیداتوران جوان و نیروهای جدید سیاسی-غیر حزبی شایسته حمایت اند. مردم افغانستان از میان کاندیداتوران متعدد، باید نامزدان شایسته و برتر را در کارزار انتخاباتی شان همکاری و آنها را برای وکالت برگزینند.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن