اجتماعیفرهنگی

نیم نگاهی بر جنبش زنان

نویسنده: شکیبا یعقوبی

اشاره:

جامعه به پرنده ای می ماند که زن و مرد دو بال ان را تشکیل میدهد و یک جامعه زمانی پیشرفت میکند که با هر دو بال حرکت کند ، اما متأسفانه زنان در طول تاریخ مورد بی مهری قرار گرفته و به حاشیه رانده شده ، بنا زنان همواره علیه این بی عدالتی ها اعتراض کرده اند و جنبش های زنان که به اثر تبعیض و بی عدالتی ها علیه زنان به وجود آمده است.

سوال این است که جنبش اجتماعی چیست و چگونه شکل میگرد؟ جنبش های زنان چی وقت آغاز شده و به کدام موانع و چالش ها روبرو بوده ؟ آیا در افغانستان جنبش های زنان  شکل گرفته است ؟

جنبش های اجتماعی نوعی از اعتراض و نا فرمانی مدنی بوده که در اثر تبعیض و فشار های نا عادلانه به وجود آمده است . جنبش های اجتماعی توسط گروهی ناراضی از وضع موجود شکل می گیرد که نظم اجتماعی موجود را به چالش می کشند و قصد تغییر و یا اصلاح آنرا دارند و فعالیت های آنان مداوم و پیوسته می باشد.

گمان می رود جنبش زنان از همان آغاز وجود داشته اما این جنبش ها  بعد از انقلاب فرانسه بطور گسترده و منظم آغاز میگردد که متأثر از تحولات است که در جهان رخ داد، جنبش زنان نیز همانند سایر جنبش های اجتماعی تأثیرات عمیق در جامعه داشته و زنان به اکثر حقوق شان دست یافته اما این جنبش ها  همواره در جامعه سنتی و مرد سالار و حتی در جوامع پیشرفته با موانع و چالش ها مواجه بوده و افغانستان نیز از این جریانات متأثر بوده و همگام با جنبش های زنان در جهان در افغانستان نیز ما شاهد جریانهای جنبش زنان هستیم .در این کوتاه نوشته تلاش گردیده تا نگاهی گذرا به جنبش زنان گردد .

جنبش های اجتماعی توسط گروهی ناراضی از وضع موجود شکل می گیرد که نظم اجتماعی موجود را به چالش می کشند و قصد تغییر و یا اصلاح آنرا دارند و فعالیت های آنان مداوم و پیوسته می باشد . بنأ گفته میتوانیم که جنبش زنان حرکت سازمان یافته است که برای بدست آوردن حقوق اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی زنان شکل گرفته است و یا به عبارت دیگر جنبش زنان آموزه است که از حقوق برابر زنان با مردان در امور اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی دفاع میکند . در مورد آغاز جنبش های زنان نظریات متفاوت وجود دارد برخی  آنرا به سپیده دم آگاهی بشر میداند  که این دیدگاه متأثر از کتاب “زنان و طبیعت” نوشته  سوزان گریفیین و کتاب” فمنیسم” آندره میشل است که به نوعی به این دیدگاه گرایش دارند . آنان سعی دارند حرکت زنان را از ماقبل تاریخ مورد مطالعه قرار دهند. برخی آنرا در آغاز قرن 15م  میدانند که این دیدگاه متأثر از کتاب “شهر بانوان” نوشته کریستینا دوبنیران است. برخی معتقد اند که  تاریخ جنبش زنان به قرن 18م پس از انقلاب کبیر فرانسه بر میگردد. و این دیدگاه طرفداران بیشتر دارد  که این جنبش داری سه موج مهم و بزرگ بوده است امواجی که با اعتدال و حالت میانه آغاز و پس از رسیدن به اوج افراطیت و امروزه با رویکرد تعدیلی به اهداف خویش ادامه می دهد.

یکم:

موج اول: در سال 1830م آغاز شد که مری ولستون کرافت با نوشتن کتاب “حقانیت حقوق زن” تأثیر اصلی را در این موج گذاشت ، پس از وی جان استوارت میل با همکاری همسرش هری تیلور کتاب انقیاد زنان را نوشت که تأثیر مهم بعدی را بر این موج گذاشت نگارش این کتاب در زمانی صورت گرفت که زنان در دوره ویکتوریا در اوج محرومیت و سرکوب به سر می بردند . هم چنین میتوان اندیشه حقوق لیبرال کلاسیک را زمینه اصلی و اساسی بروز این موج دانست . دیدگاه که برخاسته از اندیشه جان لاک بود . گسترش حقوق مدنی و سیاسی به ویژه حق رای به زنان از خواسته ها و هدف اصلی این موج بود که بلاخره در سال 1920م به این هدف ( حق رای زنان) دست یافتند .با دست یافتن به این هدف دوران وقفه فعالیت طرفداران حقوق زن آغاز شده و به جز فعالیت برای صلح خواهی فعالیت دیگری نداشتند . البته رسیدن به حق رای تنها دلیل توقف این جریانها نبود بلکه اساسأ شرایط حاکم برآن دوران ایجاب می نمود که طرفداران حقوق زن فعالیت جدی نداشته باشد . پیدایش نظام های مستبد و اقتدار گرا (فاشیسم، نازیسم ) و وقوع جنگ اول و دوم جهانی مهمترین عامل برای سرکوب جنبش زنان بودند .

دوم:

موج دوم : موج دوم جنبش زنان از دهه 1960م آغاز میشود سیمون دوبووار با نوشتن کتاب “جنس دوم ” در 1949م و بتی فریدن با نگارش کتاب “زن فریب خورده” در 1936م تأثیر اصلی را در بر انگیختن این موج داشتند . موج اول تا حدی توانست وضعیت زنان را در رابطه با برخی از مسایل بهبود بخشد. از جمله گسترش آموزش و پرورش ، استخدام شدن  به مشاغل متعدد ، قانونی شدن سقط جنین و برخورداری زنان از حقوق مدنی  میباشد و بهبودی در این مسایل باعث شد که طرفداران حقوق زن تشویق شوند و گام های بعدی را استوار تر بردارند که هدف اصلی موج دوم را نجات زنان تشکیل میدهد آنها معتقد بودند دست یابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مسأله زنان را حل نکرده و صرف رهایی زنان از نا برابری کافی نیست بلکه زنان را باید از دست مردان نجات داد .

سوم:

موج سوم : موج سوم جنبش زنان از اوایل دهه 1990م آغاز می گردد حرکت زنان در دهه ای 1960م الی 1970م در اوج خود رسید اما در آوخر قرن بیست با مشکلات زیادی روبرو میشود و در نتیجه به انحطاط افتاد. شکاف ها و دسته بندی های در درون جنبش به وجود آمد و دولت مارگریت تاچر و ریگان در دهه 1980م بطور آشکارا با این نهضت ستیزه کرده و خواستار اعاده از دست رفته ارزشهای خانواده گی شدند . حرکت زنان که به بسیاری اهداف شان دست یافته بود آنقدر به سمت افراط پیش رفتند که حتی نهضت مردان در حال شکل گیری بود . این مسأله باعث شد که جنبش زنان در اوایل دهه 1990م یک فرایند اعتدال را تجربه کند و جناح مبارزه و انقلابی آن  را کنار گذاشته  شده و به ستایش و اهمیت به دنیا آوردن فرزند و نقش مادری پرداخته اند.

چهارم: مرور بر جنبش های زنان در افغانستان

با این حال در افغانستان نیز ما شاهد جریانهای  جنبش زنان هستیم که اولین نهضت زنان در زمان امان الله خان تشکیل میگردد و کارهای را برای  حقوق زنان انجام میدهد . هدف  نهضت زنان در دوره امانی را رهایی زنان از قید زنجیر های متعصب مرد سالاری، پیشرفت زنان ، نجات زنان از محرومیت ها ، دست یابی زنان به حقوق شان بخصوص حق تعلیم و تربیت، حق تحصیل، حق کار، حق آزادی فردی، مصؤنیت فردی، آزادی بیان، حق اجتماعات ، فعالیت های مدنی و سیاسی و سفرهای تحصیلی به خارج از کشور تشکیل میداد در رأس این نهضت ملکه ثریا خانم شاه قرار داشت . ملکه ثریا با همکاری طرزی و خانواده طرزی و همکاری شاه امان الله برای اولین بار توجه خاصی به زنان نموده مکاتب ، انجمن های حمایت از زنان از جمله انجمن (حمایت نسوان)  به سرپرستی خانم کبرا خواهر شاه  که برای زنان دادخواهی میکردند، جریده ارشاد النسوان که در آن زنان معروف و مبارز جهان را به معرفی میگرفت و هم چنان زنان را تشویق به مطالبه  حقوق شان می کرد . و تأسیس مکاتب نسوان مستورات و عصمت از جمله فعالیت های بود که نهضت زنان با همکاری ملکه انجام دادند . در دوره امان الله خان برای اولین بار زنان توانستند به بعضی از حقوق شان دست یابند . اما متأسفانه  دوران این نهضت کوتاه بود و با سقوط امان الله خان این اصلاحات همانند سایر اصلاحات شاه از بین رفت اما این نهضت تأثیر عمیق روی زنان افغان گذاشت آنها را بیدار ساخت و به آنها روحیه مبارزه بخشید بنأ زنان افغان با آنکه سرکوب شدن اما روحیه آزادی خواهی شان را از دست ندادند و منتظر فرصت برای یک نهضت دیگر بودند . در زمان ظاهر شاه در سال 1322ه ش بار دیگر اتحادیه زنان که 20 زن در آن عضویت داشتند موسسه عالی نسوان را در مرکز شهر کابل با هدف آموزش و روشنگری زنان افغان تأسیس کردند . اما فعالیت های این مؤسسه به آموزشهای حرفه ای محدود شد و نام این مؤسسه در سال 1342ه ش به (میرمنو تولنه) تغییر کرد و زیر نظارت کار و امور اجتماعی قرار گرفت و فعالیت های آن به سمت انکشاف مزید نهضت زنان و اشتراک آنها در امور مهم معطوف گردید تا موقف زن را در جامعه افغانی بطور سالم تقویت کند . مؤسسه عالی نسوان 14 جون هر سال را به گرامیداشت از مقام مادر بنام روز مادر نامگذاری کردند .

به این ترتیب در سال 1344ه ش سازمان دموکراتیک زنان افغانستان توسط دوکتور اناهیتا راتب زاده ، جمیله کشتمند ، ثریا پرلیکا، کبرا علی ، حمیده شیرزی و مومنه بصیر در کابل بنیان گذاشته شد از فعالیت های این گروه میتوان به برپایی تظاهرات های در جهت حقوق زنان اشاره کرد که اولین تظاهرات و برای اولین بار زنان در تظاهرات سه عقرب که توسط گروه های چپ گرا سازمان دهی شده بود اشتراک کردند . در سال 1347ه ش برخی از اعضای محافظه کار ولسی جرگه میخواستند قانون برای منع تحصیل دختران افغان در خارج از کشور به تصویب برسانند ولی با سازمان دهی سازمان زنان افغان صدها دختر علیه این پیشنهاد اعتراض کرده ان را مغایر با قانون اساسی کشور خواندند در نتیجه ولسی جرگه از این پیشنهاد صرف نظر کردند . همچنین در سال 1349ه ش اعضای جناح افراطی (جوانان مسلمان)علیه پوشیدن لباس های کوتاه و شیک پوشی زنان به پا های آنها فیر کردند و بر روی بعضی آنها تیزاب پاشیدن که این عمل باعث تظاهرات 5000 زن به سازمان دهی سازمان  دموکراتیک زنان افغان شده و مظاهره کننده گان خواهان مجازات عاملین این رویداد شدند . از جمله فعالیت های دیگر زنان در این دوره میتوان از شورای ولایتی زنان که از سازمانهای زنان بسیار قدیمی در افغانستان و منطقه بود نام برد اناهیتا راتب زاده علاوه بر عضویت در سازمان دموکراتیک زنان افغانستان نماینده مردم کابل در پارلمان  نیز بود که در ایجاد شورای ولایتی زنان نقش مهم داشت . اما با روی کار آمدن مجاهدین و طالبان که از سیاه ترین دوره برای زنان  در تاریخ  افغانستان می باشد . زنان از حقوق شان محروم شدند زنان را خانه نشین و آواره ساختند و زنان از تعلیم باز ماندند . بعد از سقوط طالبان و روی کار آمدن دولت جدید در قوس 1380ه ش در بن وزارت امور زنان ایجاد گردید و هم چنین اکنون سازمانهای زیادی برای حمایت از حقوق زنان تشکیل گردیده است  از جمله این سازمان ها میتوان از شبکه زنان افغان ، کمیته مشارکت سیاسی زنان افغان ، اتحادیه سراسری زنان افغانستان ، مؤسسه شهدا ….. نام برد .

اما با آن هم  هنوز مشکلات زیادی فرا روی زنان افغان وجود دارد که زنان  باید بطور قاطع با آن مبارزه کنند . جریان های عدالت خواهی در افغانستان همانند سایر کشورهای جهان با موانع زیادی روبرو بوده که علاوه بر مخالفت سنت گرایان دولت مندان  نیز در تمام دوره های تاریخی همانند سایر کشورهای جهان سوم همواره این جنبش ها را صرف نظر از انگیزه آنها ،خطری علیه حکومت و قدرت خویش تلقی کرده اند . سنت گرایی و حساسیت های دینی و مذهبی در افغانستان همواره موانع سر راه جنبش های اجتماعی از جمله جنبش های زنان بوده و هنوز هم جامعه دینی و سنتی افغانستان موانع بزرگ است  سر راه جنبش های زنان و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را یک امر نا هنجار میدانند  و خشونت ها علیه زنان روزبروز در حال افزایش است این خشونت ها و تحقیر ها باعث شده قدرت و نیروی مبارزه زنان را ضعیف سازد و از سوی دیگر می بینیم سازمانهای زیادی برای حمایت  از زنان ایجاد شده اما  در بعضی موارد این سازمانها خود باعث سرکوب زنان میشود چون  با شعارهای حمایت از زنان باعث تشدید اختلاف ها و حساسیت ها در جامعه گردیده و زنان را نسبت به این سازمان ها بی باور ساخته است. که ناکامی این سازمان ها را میتوانیم عدم تجربه و ناباوری به شعارهای شان دانست . با آنکه امروز شبکه ها و سازمان های زیادی داخلی و خارجی برای حمایت از حقوق زنان تشکیل گردیده است اما هنوز هم زنان افغان از قید سنت ها و تعصبات جنسیتی رها نشده است . چون کار این سازمان ها پروژه ای بوده و از مشارکت زنان استفاده های ابزاری میشود که خود مشکل بزرگ فرا روی زنان افغان است و متأسفانه کسانیکه در رأس این سازمان ها قرار دارند باورمند به حقوق انسانی زن نیستند  امروز ما در افغانستان وزارت بنام زنان داریم و میلیون ها دالر برای بهبود زنده گی زنان اختصاص داده میشود ، وزیران زن داریم ، تعداد زیادی از زنان در پارلمان کشور حضور دارند اما هنوز زنان افغان با مشکلات زیادی روبرو هستند چون زنان هنوز هم استقلالیت ندارند و حضور شان سمبولک و نمایشی است . وباورمندی به توانایی و حقوق انسانی  زن وجود ندارد . این باور نه تنها در بین مردان نیست بلکه زنان  نیز باورمند به توانایی و حقوق انسانی شان نیستند. چنانچه در پارلمان افغانستان دیدیم که بیشتر نماینده گان زن به قانون منع خشونت علیه زن رأی مخالف دادند .بنا  تا زمانیکه این باور مندی در جامعه  وجود نداشته باشد قادر به تغییر وضع موجود نمی باشیم.

پیشنهاد:  زنان افغان  راه زیادی را باید پیمود تا به حقوق و آزادی واقعی رسید . و این کار زمانی ممکن است که زنان شایسته در عرصه های مختلف پالسی سازی و تصمیم گیری حضور داشته باشد و با درک مشکلات زنان در راستای مبارزه با حقوق زنان تلاش نمایند . از سوی دیگر از وزارت محترم امور زنان انتظار میرود تا پالسی های مؤثر و کارا در رابطه با حقوق زنان و آگاهی دهی عامه در رابطه با حقوق زنان بسازند .هم چنین پیشنهادم به عنوان یک دختر افغان به تمام زنان افغان این است که  باهم متحد  گردیده و باورمند به حقوق شان به عنوان یک انسان باشند و خود را از قید تعصبات جنسیتی و مذهبی رها سازند .

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن