سیاسی

با افزایش حمایت از طالبان، شانس موفقیت پروسه کابل کم است

نویسنده: بسم‌الله علی‌زاده
ترجمه: علی رحیمی
رقابت‌های پیچیده‌ی جیوپولیتیکی این احتمال را که پروسه‌ی کابل بتواند منجر به صلح شود، ضعیف می‌سازد
در اخیرِ یکی از پر مشقت‌ترین هفته‌های کابل، حکومت وحدت ملی میزبان «کنفرانس پروسه‌ی کابل به‌منظور تشکیل اجماع جهانی برای مبارزه‌ی مشترک علیه تهدید عمومی(تروریزم)»، بود. این کنفرانس ۲۴ کشور و سه سازمان بزرگ جهانی را برای رسیدن به اجماع بین‌المللی علیه جنگندگان تروریست و جلب حمایت‌های وسیع علیه این امر گردهم آورده بود. پروسه‌ی کابل قسمی که اشرف غنی در بیانیه‌اش گفت، بعد از چندین تلاش «دوجانبه، سه‌جانبه، چهارجانبه و حتا چندین جانبه»، به‌شمول تلاش اخیر که در مسکو صورت گرفت، برای کشاندن طالبان به گفت‌وگوهای صلح و پایان دادن به تنش‌های داخلی افغانستان صورت می‌گیرد. هدف این کنفرانس ایجاد دوباره‌ی عزم بین‌المللی برای حل تنش افغانستان که به نظر می‌رسد توسط متحدین افغانستان به‌ویژه ایالات متحده و ناتو به فراموشی سپرده شد، بود.
کنفرانس کنونی از چند جهت از تلاش‌های اخیر متفاوت است: اول، این یک ابتکار اصیل افغانی است که کاملاً توسط حکومت افغانستان اداره می‌شد. دوم، این کنفرانس به این مفکوره خاتمه داد که گفت‌وگوهای صلح برای طالبان یک فرصت نافرجام است. این نشان‌دهنده‌ی یک عزم راسخ و اراده‌ی قوی مبارزه علیه تروریزم است. سوم، این کنفرانس یک تلاش جسورانه بود که واضحاً خطرات و تهدیدات پیوسته از افغانستانِ ناامن را هم در کشورهای منطقه و هم در مجموع در جهان گوش زد می‌کند. به همین منوال این [کنفرانس] بر فرصت‌هایی که از یک افغانستان امن و مترقی برای امنیت منطقوی به‌ارمغان می‌آید، تأکید کرد. چهارم، حالا موضع افغانستان علیه پاکستان که به باور حکومت وحدت ملی پاکستان یک حامی بزرگ تروریزم است، واضح‌تر می‌شود و بنابراین، این پیامی است که کنفرانس [پروسه‌ی کابل] خواهد داشت.
با اشتراک غنی در جلسه‌ی سازمان همکاری‌های شانگهای در آستانه‌ی قزاقستان که وی تصمیم دارد حمایت‌های اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای (SCO) را برای پروسه‌ی کابل به‌دست بیاورد، این تلاش[پروسه‌ی کابل] تحرکات و تعهدات بیشتر کسب خواهد کرد و به یک نمود مستحکم و موفق تبدیل خواهد شد. نگرانی‌های زیادی وجود دارند که به هر نحوی نامشخص باقی مانده‌اند و چشم‌انداز و دورنمای صلح را مبهم و تاریک می‌سازد.
اولاً، حالا طالبان پس از زمان تهاجم امریکا بر افغانستان، قدرت‌مندتر از هر دوره‌یی جلوه می‌کنند. حالا بعد از ۱۶سال، آنان کنترل بیشتر قلمرو افغانستان را در اختیار دارند (به گفته‌ی احمدضیا مسعود که در ماه اپریل در روز عزلش از حکومت گفت در حدود ۵۰فیصد)، آنان می‌توانند به حملات بیشتر انتحاری مبادرت ورزند؛ می‌توانند ولسوالی‌های بیشتری را با تهدید مواجه کنند و حمایت بیشتر منطقوی را قسمی که ایران و روسیه به لیست گروه حمایت‌کنندگان پیوسته‌اند، به‌دست آورده‌اند. غنی بعد از به‌دست گرفتن قدرت در سال ۲۰۱۴ به طرف پاکستان دست دوستی دراز کرد، با وجود تلاش‌ها و چندین سفر به اسلام‌آباد اما، پاکستان به ایشان شانه خالی کرد و به‌جای آن، به‌عنوان قدرت‌مندترین حامی طالبان با وجود ژست‌های بی‌مایه و سطحی، همچنان حمایت از این گروه را ادامه داد. همچنان که طالبان از تسلط بیشتر از همیشه و حمایت و پشتبانی سود می‌بردند، شانس پیوستن آنان به گفت‌وگوهای صلح هم محدود است.
علاوه بر آن، این تصور که طالبان یک گروه تروریستی است که برای یک ایدیولوژی دینی می‌جنگند اغراق‌آمیز شده است و استفاده از این گروه به‌عنوان یک ابزار سیاسی کشورهای منطقوی (و بین‌المللی) به غفلت گرفته شده است. طالبان بیشتر از آن‌که در یک جنگ دینی-ایدیولوژیک بجنگند، اصلاً در یک جنگ نیابتی برای مقابله‌ی بالمثل با حضور هند در افغانستان، برای حفاظت از عمق استراتژیکِ مفروض پاکستان، به‌منظور نگهداشتن آجندای خط دیورند دور از میز، می‌جنگند. و حالا که ایران و روسیه هردو به‌منظور تقابل با حضور ایالات متحده در افغانستان وارد بازی می‌شوند، زمینه‌ی سیاسی بیشتر پیچیده شده است. برعلاوه، تقلا و مبارزه‌ی افغان‌ها برای ایجاد یک اراده‌ی بین‌المللی به‌منظور به انزوا کشاند پاکستان در سطح منقطه و جهان و این‌که پاکستان پشتیبان طالبان است، با حمایت وسیع چین از پاکستان کمرنگ‌تر شد. به این ترتیب هنگامی‌که هم‌پیمان افغانستان (ایالات متحده) هنوز استراتژی خود را در قبال افغانستان ترک نکرده است، طالبان حمایت پاکستان (و چین و عربستان سعودی که هم‌سو با پاکستان است)، ایران و روسیه را به‌دست می‌آورد. علاوه بر آن، طالبان تنها گروه تروریستی نیست که صلح و امنیت را در افغانستان تهدید می‌کند. شاخه‌ی دولت اسلامی ایالت خراسان((ISKP جای ثابتی در کشور دارد و تلاش می‌کند موقعیت خود را محکم و اساس قدرت خویش را وسیع بسازد. حضور دولت اسلامی ایالت خراسان در افغانستان توجه رسانه‌ها را به‌عنوان مسئولیت مطالبات شاخه‌ی دولت اسلامی برای حملات بیشتر تروریستی، نسبت به طالبان منحرف می‌کند و همچنان مبارزات نیروی های امنیتی را در مقابل طالبان کم‌اثر می‌سازد. داعش(ISIS) به‌تازگی اعلام کرده است که انتقام حملات روسیه بر سوریه را در افغانستان از روسیه خواهد گرفت. از مانی‌که قرار گزارش‌ها و نشانه‌ها روسیه با تجهیز و حمایت طالبان یک بازی بزرگ را شروع کرده است، وضعیت پیچیدگی بیشتری یافته است.
همراه با بازیگران بزرگ در این بازی، تنش‌های پیچیده‌ی در حال افزایش، نقش بزرگ ایران و حکومت وحدت ملی به‌عنوان یک حکومت ضعیف، چشم‌انداز و دورنمای پروسه‌ی کابل تاریک و دلتنگ‌کننده است و قانع کردن تمامی بازیگران برای تأمین امنیت در افغانستان ناممکن به نظر می‌رسد. دورنمای صلح در افغانستان مثل همیشه پیچیده است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن