سیاسی

توجیه ظاهر پسند ارگ- برکناری ٢۴ افسر بدلیل غفلت کاری در ارتباط با حمله مرگبار قول اردوی ٢٠٩ شاهین !

رهبری حکومت دنباله رو حوادث است. هر ازگاهی که حملات انتحاری با وسعت رخداد مرگبار شفاخانه نظامی ۴٠٠ بستر و قول اردوی شاهین در مرکز و پیرامون اتفاق میافتد، از جانب حکومت اقدامات ظاهر پسند اما ناکافی صورت می گیرد که به تأمین امنیت و آوردن صلح در کشور کمک نمی کند. رهبری حکومت پس از کمتر و بیشتر از یک ماه ٢۴ أفسر نظامی را بدلیل کم کاری و غفلت در وظیفه که منتج به وقوع حمله مرگبار انتحاری در قول اردوی ٢٠٩ شاهین واقع در شمال گردید را سبکدوش و از وظیفه برکنار نمود. به باور من، چنین اقدامات گِره از مشکلات امنیتی نه گشوده و آب از آب تکان نمی خورد. اقدامات از این دست صرف بمنظور بستن پروندهای رویدادهای کلان و خاموش کردن اعتراضات مردم صورت می گیرد نه به هداف آوردن إصلاحات پایدار. حمله به قول اردوی ٢٠٩ شاهین روایتگر وضعیت شکننده امنیتی و حکایتگر أوج گیری قدرت دشمن، به معنای بی برنامگی و سرگیجی اربابان سیاست، ناکامی و ضعف مدیریتی در نهادهای امنیتی است. اقدامات ظاهر پسند رهبری حکومت و برکناری ٢۴ أفسر نظامی، به من فرصت داد تا چالش ها و فرصت های نهادها و نیروهای امنیتی را یادداشت و برجسته کنم.
الف: مشکلات
قطع نظر از بررسی سیر تاریخی تشکیل و تکوین، رشد کیفی و کمی و گاها از هم پاشیدگی ارتش که در تاریخ سنتی افغانستان و دوران حکومت های پیشین اتفاق افتاده است، از اوایل شکل گیری حکومت مؤقت و پس از آن دوره انتقالی که از آن به عنوان سر آغاز افغانستان نوین می توان یاد کردتا امروز اوضاع امنیتی افغانستان با فراز و فرودهای جدی همرا بوده است. از آوان دهه هزارو یک تا اکنون هرگوشه و کنار افغاتستان [ با احتساب مرکز ] با خون سرخ سربازان دلیر و شجاع کشور رنگ شده و وجب وجب خاک این مرز و بوم نشانه و آثار از فداکاری ها و قربانی های نیروهای نترس و جسور کشور به چشم می خورد.
با سقوط حکومت سیاه طالبان، جامعه جهانی پولِ هنگفتی را جهت تکوین و تقویت و ارتش برای افغانستان به مصرف گرفت. کشورهای حامی و کمک کننده به افغانستان نظیر آمریکا و کشورهای عضو ناتو از اوایل می پنداشتند که گروه طالبان دیگر در افغانستان نمی توانند آشوب برپا کنند و ایضا فکر می کردند که پاکستان متحد آنان در حرب با القاعده رویکردی را که برای آنان در افغانستان مشکل ایجاد کنند، در پیش نمی گیرند. اما وضعیت طوری دیگری رقم خورد. طالبان آشوب و شورش برپا کردند و در اسرع زمان جان گرفتند و پاکستان برای آنها ( طالبان ) به حاشیه امن بدل شد. با این وجود، پس از آن که محاسبات آمریکا و ناتو از آب غلط بر آمد آنها را دچار سراسیمگی و دست پاچگی کرد و رقم ضروری نیروری نیروهای امنیتی را تا سقف دو صد هزار و بیشتر از آن اعلان داشتند که در فرجام، این پیش آمد زمینه ساز ورود افراد غیر مسلکی، غیر حرفوی و تعلیم نادیده درصفوف اردو و پولیس افغانستان شد که تا دیر زمانی این معضل تداوم پیدا کرد.
سیاست مبهم و دو پهلو رهبری حکومت در یک و نیم دهه اخیر نسبت به گروهای تروریستی و دهشت افگن از دیر زمان به این سو از دیگر مشکلات جدی است که هزینه سرسام آور و بار سنگین را درپی داشته است. عدم ارائه تعریف روشن و شفاف از جانب رهبری حکومت در یک و نیم دهه اخیر باعث سردرگمی و گیجی نیروهای امنیتی در مواجهه با دشمن/دشمنان شده و در طرف دیگر، باعث بلند رفتن آمار تلفات نیروهای امنیتی گردیده است.
گماشتن و استخدام افراد غیر متخصص و غیر حرفوی در رهبری، ابقا جنرالان کهنه پیخ کهنه فکر، وجود پولیس خیالی و رسواتر اینکه ترویج رتبه فروشی در نهادهای امنیتی که همه و همه حکایتگر کاربست سیاست قومی است- سؤ مدیریت را موجب گردیده از جدی ترین مشکلات کنونی در نهادهای امنیتی است.
امروزه، فرزندان و خویشاوندان چهره های بانفوذ و جنرال های جهادی و ناکارامد با معاش هنگفت و بی هیچ تخصص و تعهد در مقام رهبری ارتش قرار گرفته و پس از چندی رتبه میگیرند و در جریان عملیات و مواجهه با دشمن با اندک ترین مقاومت سنگر را به دشمن رها و فرار را بر قرار ترجیح می دهند. این دست افراد ملبس با یونیفورم ارتش، در خوش گذرانی و عیاشی تمام بسر برده و اولادهای شان با ناز و نعمت بسر می برند و اما سربازان واقعی که گمنام و بدون نام نشان در ولایات های نظیر هلمند، ننگرهار، فراه، غزنی و برخی ولایات دیگر که سطح ناامنی و میزان تهدید بالاست با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کنند و دم دست ترین قربانی های جنگ در مواجهه با دشمن اند.
و در این بحبوحه، فساد کمر شکن مالی و خورد و برد در نهادهای امنیتی و محلات و مقر پولیس و اردوی ملی یک امر ملموس و مشهود است، امروزه فساد مالی در نهادهای امنیتی واقعیتی است که جای بحث ندارد. اختلاس و حیف و میل در وزارات و نهادهای در حالتی صورت می گیرد که تروریستان زیر نامهای مختلف از هر سوراخ و شکافی حیات، آرامش و آسایش مردم افغانستان را به خطر مواجه می کرده و نی نماید، فروش اسلحه و مهمات، فروش تیل و نفت، دزدی و به جیب زدن پولِ لباس، ملافه، آب و نان و میوه سربازان ملی یک امر معمول می باشد که این عمل زشت و نامیمون کمر سربازان و ارتش را شکسته و باعث تضعیف مورال آنها می گردد.
و مهمتر و جدی تر اینکه عدم رسیدگی درست و درخور شان شهدای پولیس و اردوی ملی در کفن و دفن، عدم کمک بموقع به سربازان معلول که در جبهات جنگ دست و پای شان را از دست داده و افزون بر این ها، عدم کمک و مدد به خانواده های شهدا و حداکثر کمک های پولی ناچیز و در آنِ واحد مقطعی از دیگر مشکلات است که امروزه در سنگرها و جبهات جنگی دیده می شود.
ب. راهکارها
نیاز است تا رهبری حکومت و در راس آن رئیس جمهور کشور برای مردم افغانستان نعریف روشن و شفاف از تروریستان و هراس افغگنان داشته و پالیسی مشخص را با توجه با میزان ناامنی ها و قوت دشمن ارائه کند. حکومت باید از کاربست سیاست مبهم و دوری نموده و از سر درگمی خود را رها نماید و بعبارت سلیس، ضرور است تا دوست و دشمن را تعریف کند. اصطلاحات چون مخالفان نظام سیاسی، بردران ناراضی، برادران فریب خورده کلمات گمراه کننده بوده و ابهام خلق می کند. نیاز مبرم می رود که رهبری دولت امر فوق العاده به تیروهای امنیتی در قلع و قمع دشمن و فارغ از نام و نشان و هویت شان بدهد و مهمتر اینکه، نیروهای امنیتی هرچی سریعتر از حالت دفاعی خارج و در وضع دفاعی قرار گیرند. من متیقن ام که حالت دفاعی نیروهای امنیتی یکی از دلایل ناکامی و دست کم کندی در کار سربازان بوده و ازجانبِ آمار تلفات و رقم زخمیان نیروهای امنیتی را بلند برده است. با این وجود، رهبری حکومت و در راس آن رئیس جمهور ( سر قمندان اعلای قوای مسلح افغانستان ) اجازه عام و تام به نیروهای امنیتی کشور جهت از پا در آوردن و زدودن لانه های هراس افگنان از قلمرو بدهند.
من فکر میکنم لازم است برای تکوین و تجهیز یک ارتش تمام عیار، چالاک و در آنِ واحد میهن دوست عناصر خاین و آغشته به فساد شناسایی و سپس محاکمه شوند و ضرور است تا جلب و جذب اردو و پولیس ملی محتاطانه صورت گرفته و در کنار در استخدام آنها شایستگی و لیاقت مطرح گردد و عنصر قومیت، زبان و رنگ کمرنگ گردد و یا به سخن دیگر، چهره های فاسدی که از فروش بیت المال چون تیل و نفت و وسایط نقلیه دولتی و اثاثیه نیروهای امنیتی چون لباس، نان و آب پولِ هنگفتی را به جیب می زنند از صفوف نیروهای امنیتی تصفیه و مجازات گردند و در کلیت امر، نهادها امنیتی و نیروهای امنیتی نباید سیاست زده شود، سیاست زدگی آنها سر آغاز فروپاشی است. ( خوشبختانه نهادها و نیروهای امنیتی افغانستان هنوز سیاست زده نشده و یا کمتر سیاست زده شده است. )
و در این وضعیت که افغانستان مواجه با بحران ناامنی است، پولیس و اردوی ملی باید هرچه بیشتر مجهز با سلاح ثقیله و پیشرفته شود. دولت باید زمینه سفر و زمیته آموزش و پرورش نیروهای امنیتی در خارج از افغانستان را فراهم گرداند و مهمتر اینکه از کمک های جامعه جهانی که برای تقویت کمی و کیفی نیروهای امنیتی صورت می گیرد- برای جلوگیری از فساد و دست کم به حد اقل رساندن فساد مالی نظارت دقیق صورت بگیرد.
و افزون بر این ها، حمایت های عملی از خانواده های شهدای اردو و پولیس ملی از دیگر نیازهای جدی و مبرم جهت بلند بردن ضریب امنیتی و دلچسپی دیگر سربازان به نظام می باشد. از خانواده های شهدا و از سربازان معلول باید حمایت های مالی و روحی صورت گیرد، حقوق و تنخواه آنها به موقع پراخته شود و تعللی در پرداخت آن صورت نگیرد. تنوع در غذا و کیفیت غذای پولیس و اردوی ملی ضروری بوده و یک سرباز تشنه و گرسنه نمی تواند به خوبی با دشمن بجنگد و مبارزه کند و گذشته ها از این ها، باید به نظافت خوابگاه، آشپزخانه، تشناب و حمام آن ها توجه صورت گرفته و برنامه منظم ورزشی برای آنها در نظر گرفته شود.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن