اجتماعیفرهنگی

موفقیت در مکتب یا موفقیت در زندگی؟

به یک دلیل مشخص ما دلمان میخواهد که در مکتب آدم های موفق باشیم، چون همان قسم اغلب برای ما گفته شده است، موفقیت در مکتب خشت اول برای موفقیت در زندگی است. تعداد کمی از ما نمره ۱۰۰ را برای خودش دوست داریم، ما به این خاطر خواهان نمرهای خوب هستیم، چون دوست داریم یک روز صاحب شغل آبرومند، خانه زیبا و مورد احترام دیگران باشیم. اما گاهی اوقات بیشتر از آنچیزیکه دل گرم کننده باشد یک اتفاق عجیب رخ می دهد. ما با آدمهای روبرو می شویم که در مکتب موفق بودند، اما در زندگی شکست خوردند و برعکس شاگردانیکه زرنگ بودند دقیقا می دانستند که معلمان شان را چطور راضی کنند، ممکن حالا در یک دفتر حقوقی مشغول سرکوب شدن باشند یا رسیدن به یک موفقیت بهتر در حال مسافرت به یک شهر دیگر باشند ومسیر که بنظر می رسید که  به موفقیت منجر شود آنها را به گِل نشاندند.

ما نباید از این زیاد تعجب کنیم، چون برنامه آموزشی مکتب، توسط افراد تنظیم نشده که لازما تجربه یا مهارت چندانی در بیرون از مکتب داشته باشند. برنامه آموزشی مکتب مهندسی معکوس زندگی آفراد موفق نیست،‌ این برنامه ها از لحاظ فکری تحت تاثیر نیروی های تقریبا تصادفی بودند که در طول صدها سال تکامل به آنها وارد شده است. از چیزهایکه به این برنامه ها شکل دادند،‌ می شود به برنامه های آموزشی صومعه های قرون وسطایی، اندیشه های کارشناسان تعلیم و تربیه آلمانی در قرن نوزدهم و دغدغه های طبقات اشراف اشاره کرد. دانستن این موضوع بسیار از عادت های بد را که مکاتب تعقیب می کنند،‌ توضیح می دهد. آنها این طور القاح می کنند که مهمترین چیزها از قبل شناخته شده اند و آن چیزیکه است تمام چیزی که می تواند وجود داشته باشند. آنها بطور مداوم خطرات اصیل بودن را گوشزد میکنند، از ما می خواهند که دست مان را بالا بگیریم و منتظر بمانیم تا از ما سوال شود.

 آنها مدام از ما می خواهند که تا از بقیه اجازه بخواهیم و به ما یاد میدهند که به تسلیم شدن ادامه بدهیم، بجای اینکه خواستها و توقعات خود را عوض کنیم.

آنها از ما می خواهند اندیشه های قبلی را بکار ببریم، بجای اینکه مبتکر اندیشه نو باشیم.

به ما یاد می دهند تا به افراد که زمام امور را در دست دارند احترام بگذاریم، بجای اینکه اجازه بدهند که این طور تصور کنیم که در عمل هیچ کس بطور دقیق نمی داند که اوضاع از چی قرار است.

آنها هر چیز را بما یاد می دهند، غیر از دو مهارت مهم که کیفیت زندگی ما را در بزرگسالی تعین میکند.

  • دانستن اینکه چطور شغلی درست برای خودمان انتخاب کنیم؟
  • دانستن اینکه چطور به روابط رضایت بخش شکل بدهیم؟

آنها به ما زبان لاتین را یاد می دهند که چطور مساحت یک دایره را محاسبه کنیم، پیش از اینکه موضوعات اصلی زندگی را یعنی کار و عشق را به ما بیاموزند.

این به این معنا نیست که برای موفقیت در زندگی باید در مکتب شکست بخوریم.

یک زندگی خوب از ما دو خواسته پیچیده دارد:‌

  • یک اینکه به مدت ۲۰ سال دخترا و پسرای خوبی باشیم که درسهای مان را بخوانیم و در عین حال هرگز کورکورانه به اعتبار بلند مدت یا جدیت که آنچه از ما خواسته می شود بخوانیم باور نداشته باشیم.
  • دوم اینکه ما در ظاهر باید بطور کامل فرمانبردار و حرف شنو باشیم، در حالیکه در درون مان با هوش مندی و بدون هر خجالتی سرکش و شورشی هستیم.

 

تهیه کننده: عنایت الله حکیمی

 

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن