اجتماعی

درنگی بر فرصت ها و چالش های کارگران در افغانستان

نویسنده: احمدشاه کهزاد

به موازات کشورهای جهان، از چندی به این سو در افغانستان نیز از یکم ماه می به عنوان روز کارگر تجلیل و در پیرامون کار و کارگر صحبت می شود و اغلباً سیاسیون از مجرای رسانه ها در ارتباط با بحران بیکاری در کشور، به وعده های دروغین و به تعهدات غیر عملی متوسل و شعارهای اغوا کننده جهت کم رنگ ساختن نرخ بیکاری به مردم می دهند.
شهروندان کابل دیروز گواه تظاهرات از جانب کارگران بدون کار بودند، دیروز شاغلان بدون شاغل به نشانه‌ی نارضایتی از وضعیت‌ی اسفناک شان دست دست به راهپیمایی زدند و حکومت را به بی توجهی در امر مبارزه با معضل‌ی بیکاری متهم کردند. بهر روی
امروزه گرچند بیکاری تبدیل به یک معضل جهانی شده و نبود فرصت ها و زمینه های شغلی یک چالش جدی برای کارگران در اکثر کشورهای جهان تلقی می گردد و گهگاهی جاده ها و خیابان های کشورهای جهام شاهد لشکر عظیم‌ی از کارگران معترض اند که از فرط بیکاری حکومت های شان را به کم توجهی نشانه می گیرند اما در این بحبوحه، معضل بیکاری در کشورهای جهان سوم که افغانستان عینی ترین نمونه‌ی آن است جدی تر و وحشتناک تر بوده و رفته رفته به یک بحران‌ی که ظاهرا حکومت در ریشه کن کردن آن عاجز است، مبدل شده است. امروزه در کشور، رقم کارگران بدون کار و شاغلان بدون شغل آمار درشت‌ی را تشکیل می دهد و بنظر می رسد که بساط بیکاری از کشور به این زودی ها و به همین سادگی ها برچیده نخواهد شد.
بهر ترتیبی، یکم ماه می فرصت‌ی خوب‌ی برای قلم زدن در پیرامون وضع کار و احوال کارگر در کشور و در منطقه است. در کشوری نظیر‌‌ی افغانستان، قریب به یقین، تمام کارگران فارغ از کم و کیف شغل شان، از شرایط کاری شان ناراضی بوده و نبود فرصت های کاری درست، زندگی را به کام شان تلخ نموده است. امروزه قرین به یقین، حدود‌ی ٨.۵ میلیون انسان در افغانستان واجد شرایط کار بوده که از این میان، بیشتر از ٢ میلیون انسان کارگر مطلق بیکار اند که متأسفانه دولت هیچ توجه‌ی به حال و روز بد شان تا بحال مبذول نداشته است. مردم افغانستان تعهدات سران حکومت وحدت ملی را در خاطر دارند؛ سران حکومت وحدت ملی در دوران مبارزات انتخاباتی شان مردم را با وعده های پوچ و میان تهی فریب دادند و در آن دوره، آن تعهدات‌ی که بمنظور پایین آوردن نرخ بیکاری و آوردن تغیرات مثبت در سفره های افغان ها دادند، جامه عمل نپوشید چنانچه امروزه کماکان رقم کارگران بدون شغل با همان قوت ث‌ی سابق خود باقی است و حکومت بار بار به مردم از آن دست وعده های دروغین و تعهدات غیر عملی را میدهد.
بهر ترتیبی، توافق جمعی وجود دارد که حکومت وحدت ملی در زمینه اشتغال زایی ناتوان بوده و سخت ضعیف عمل کرده است، چنانچه معضل بیکاری هنوز هم یک چالش اجتماعی محسوب شده و به مرور زمان فزون ی میابد.
امروزه در وزارت خانه ها و ادارت دولتی گستردگی فساد، وجود شبکه های حمایتی و مواردی از این دست چون واسطه، رشوه، رفاقت، خویش خوری و بالآخره عنصر قومیت سدی مستحکم در برابر استخدام افراد بر اساس لیاقت و شایستگی است. این روزها، استخدام افراد به عنوان کارمند در ادارات دولتی بیشتر سیاسی و قومی بوده تا برمبنای لیاقت و شایستگی و افزون بر این ها، از دیر زمان به این سو، کارگران افغان بدلیل نبود شغل و نبود امنیت به کشورهای همسایه و جهان مسافرت نموده و در خواست پناهندگی می دهند که ناگفته پیداست کمترین حقوق کارگران افغان در بیرون از افغانستان و علی الخصوص در کشورهای همسایه مراعات نگردیده و کارگران افغان با درد و مشقت تمام و مشکلات مضاعف تن به کارهای ثقیل با مزد کم می دهند.
و رسواتر اینکه، نبود زمینه ی کاری در کشور که از اساسی ترین چالش اجتماعی محسوب میرشود پیامدهای ناگوار امنیتی، اقتصادی و سیاسی را به همراه دارد. سال پار بخش قابل ملاحظه‌ی نیرون جوان و تحصیل کرده به وطن پشت کردند و راه مهاجرت را در پیش گرفتند و به همین منوال، در کشورهای همسایه نظیر ایران و پاکستان همه روزه افغان ها سیل آسا مسافرت می کنند و رقم مهاجرین در این دو کشور، آمار درشتی را می سازد و همینطور در داخل کشور، جوانان بیشماری بدلیل نبود کار و نبود فرصت های شغلی، به گروهای شورشی و تندرو نظیر داعش و طالب می پیوندند و فردای آن روز، در برابر پولیس و اردوی ملی سلاح بر داشته و برای سقوط نظام می جنگند که در فرجام سقوط ولسوالی ها و بعضا سقوط ولایات را به همرا دارد. بهر روی، امیدوارم که حکومت وحدت ملی پیامدهای بیکاری در کشور را درک و در فراهم سازی زمینه کسب و کار توجه‌ی لازم را بخرج دهد.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن