سیاسی

گوناگونی رویکردها؛ طالبان می کشند، حکومت افغانستان مدارا و آمریکا نظاره می کند

احمدشاه کهزاد

نرمش در موضع دولت افغانستان در رابطه با جنگ با طالبان، نیروهای دفاعی را بر سر دو راهی بین جنگ و صلح قرار داده است که برای آن ها، نه فرار از میدان جنگ و واگذاری سنگر به طالبان ممکن و منطقی است و نه شکست و نابودی این گروه ساده می‌نماید. نظامیان افغان از باب حسن نیت دولت افغانستان برای صلح نمی توانند در مقابل دشمن قاطعانه بجنگند و نیز نمی توانند در مواجهه با تحرکات روز افزون جنگجویان طالب بی تفاوت باشند. اما در آن سو، گروه طالبان گذشته از اینکه برای صلح و آغاز مذکرات بین الافغانی، حسن نیت از خود شان هنوز نشان نداده اند بل با استفاده نرمش در موضع دولت افغانستان، با قاطعیت بیشتر در قلع و قمع نیروهای امنیتی پرداخته اند. متاسفانه سیاست تضرعی دولت و کلاف سر‌درگم جنگ، تلفات نیروهای امنیتی-دفاعی را به حد‌اکثر رسانده است که رقم خوردن خونین‌ترین هفته در ۱۹ سال گذشته، دال بر این ادعا است. گروه طالبان تنها در یک هفته پسین جمعاً ۸۴۱ نظامی افغان را کشته و زخمی کرده و ۴۲۲ حمله تهاجمی در ۳۲ ولایت افغانستان راه‌اندازی کرده است. حملات طالبان بر مواضع نیروهای امنیتی افغانستان در حالی شدت گرفته است که تلاش‌ها برای آغاز گفت‌وگوهای صلح قویاً جریان دارد و حکومت افغانستان اخیراً اعلام کرده که هیات مذاکره‌کننده‌اش برای گفت‌وگو با گروه طالبان آماده است. در چنین شرایطی که آغاز مذاکرات بین‌الافغانی در دستور کار قرار دارد، قطعاً ایجاب می‌کند که طرف‌های درگیر حسن نیت لازم برای صلح نشان دهند؛ اما طالبان که طرف اصلی منازعه هستند، مدام بر طبل جنگ می‌کوبند و هنوز باعث و بانی خشونت‌اند. پرسش این است که طالبان از گفت‌وگوهای صلح به عنوان ابزار برای دست‌یابی به اهداف‌شان کار می‌گیرند یا واقعاً به دلیل فقدان انسجام درون سازمانی، توان برقراری آتش‌بس را ندارند؟
دولت افغانستان و گروه طالبان در جریان سه روز عید رمضان آتش‌بس اعلام کردند. متاسفانه در جریان این سه روز نیز افغانستان آرام نبود. دست کم ۱۶ نیروی امنیتی افغان از اثر حملات دشمن کشته شدند و طالبان نتوانستند آتش‌بس را مراعات کنند. پس از آن هرچند آتش‌بس به گونه‌ی رسمی تمدید نشد، اما توقع می‌رفت که به صورت اعلام‌ناشده باقی بماند و طرفین آن را مراعات کنند. حکومت افغانستان به همین منظور، از آتش‌بس اعلام‌ناشده حمایت کرد و تمایلش را برای برقراری صلح ابراز داشت. به همین منظور، بیش‌تر از ۳۰۰۰ زندانی طالبان را از بند رها کرده است. متاسفانه آزادی زندانیان طالبان که هیچ تضمینی برای بازگشت آن‌ها به میدان جنگ وجود ندارد، نه تنها به کاهش جنگ و خشونت در کشور کمک نکرده، بلکه سبب تقویت صفوف جنگ‌جویان طالبان شده و رقم تلفات اردو و پولیس را به حد اعظمی آن رسانده است. گروه طالبان هنوز باعث و بانی خشونت بوده و تاکنون برای صلح افغانستان از خود حسن نیت نشان نداده است. طالبان اگر افرادی را زیر نام زندانیان نیروهای امنیتی از بند رها کرده‌اند، بیش‌تر‌شان غیرنظامیاند تا نظامی؛ چون طالبان دستگیر شده‌گان نیروهای امنیتی را هیچ‌گاهی زنده نگه نمی‌دارند و آن‌ها هیچ رحمی بالای نظامیان افغان ندارند.
به باور من، سوای آن‌که بحرانی شدن اوضاع امنیتی ریشه در جنگ‌طلبی و خشونت‌خواهی طالبان دارد و پدیده جنگ بخشی از زندگی این گروه را می‌سازد، اکنون اصلی‌ترین دلیل این‌که طالبان نتوانسته‌اند تقاضای کاهش خشونت را بر‌آورده کنند، فقدان انسجام درون‌سازمانی‌شان است. طالبان عملاً نمی‌توانند من‌حیث یک جبهه متحد عمل کنند، به همین دلیل در جریان آتش‌بس سه‌روزه عید رمضان نیز افغانستان در امنیت کامل نبود. درگیری‌های جناحی در میان جنگ‌جویان طالبان، آن‌گونه که تا امروز ملموس بوده، بعد از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی نیز متصور است؛ به همین سبب صلحی که با طالبان به دست می‌آید، قطعاً پایان جنگ نیست. رعایت نشدن کامل آتش‌بس سه‌روزه عید رمضان و مهم‌تر از آن عملی نشدن آتش‌بس اعلام‌ناشده، به وضوح نشان می‌دهد که رهبری طالبان تسلط کامل بر افراد تحت امر‌شان نداشته و توان برقراری آتش‌بس دایمی را ندارند. قطعاً رهبری طالبان به خاطر ترس از حملات متعدد افراد سرکش این گروه، دچار تردید شده‌اند و این گروه هراس دارد که فقدان انسجام درونی و ناتوانی‌اش در امر برقراری صلح هرچه بیش‌تر برای افغان‌ها و جهانیان بر‌ملا گردد. مضاف بر نداشتن کنترل کامل بر افراد تحت امرشان، طالبان معتقد اند که با تشدید جنگ و خشونت می‌توانند حکومت افغانستان را وادار به پذیرش بدون قید‌و‌شرط تمامی خواسته‌های ریز و درشت‌‌شان کنند. با این وصف، من گمان می‌کنم که گروه طالبان تا دست‌‌یابی به اوضاع ایده‌آلش از شورش‌‌گری و حملات علیه نیروهای امنیتی افغانستان دست نخواهد کشید و به آتش‌بس دایمی تن نخواهد داد. این گروه منافعش را در تشدید جنگ و ناامنی می‌بیند و جنگ را تنها ابزار برای عملی کردن توافق‌نامه صلح می‌پندارد. این گروه قویاً باور دارد که اجرایی شدن توافق‌نامه برای آن‌ها فرصت دست‌یابی به قدرت را می‌دهد و زمینه بازگشت آنان را به عنوان رهبران آینده سیاسی افغانستان فراهم می‌کند.
به هر روی، من فکر می‌‌کنم که ادامه افغان‌کشی و خشونت، موفقیت پروسه صلح را دشوار می‌سازد و قطعاً این پروسه را به مرحله پیچیده‌تری سوق می‌دهد. تاکنون طالبان هرچند از حسن نیت دولت افغانستان به زعم‌شان استفاده کرده و ظاهراً در میدان نبرد دست بازتر و بلندتری داشته اند، اما رهبران آن‌ها باید درک کنند که با زبان جنگ و خشونت، صلح به دست نمی‌آید. قطعاً در صورت عدم توقف جنگ و خشونت از طرف طالبان و پی‌گیری خواسته‌های‌شان از مجرای جنگ و مضاف بر این، عدم تمایل جدی ایالات متحده امریکا به ختم جنگ در افغانستان و عجله برای خروج عساکرش از کشور، دست‌یابی به صلح و ثبات دایمی در افغانستان دشوار می‌نماید.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن