اجتماعی

جهان، کرونا، پس از کرونا

عنایت‌الله “حکیمی”

چندی است که کرونا انسان‌ها را به چالشی مرگبار فراخوانده و آن قدر بر روابط فردی اجتماعی-اقتصادی موثر بوده، که دنیا را به پیش و پس از کرونا تقسیم کرده، بر معادلات جهانی موثر بوده است.
قسمت‌های عمده اقتصاد جهان به میدانی برای تقسیم سودهای کلان بین افرادی کم شمار بدل شده و در حال تبدیل تمام عرصه‌های زندگی به جنس، اجناس و مالی سازی است.
این اقتصاد بر پایه‌ی خصوصی سازی بی حد و مرز! حذف حداکثری قوانین برای متعادل کردن بازار و ایجاد شکاف طبقاتی بسیار عمیق، کاهش هرچه بیشتر خدمات عمومی، موقتی کردن و مطیع‌ سازی نیروی کار و… استوار است
روشی که شاید بتوان آن را در این جمله خلاصه کرد؛ یا ثروتمند شو یا بمیر!!!
سیاستی که جلوه اقتصادی بی‌عاطفگی است و ارزان سازی تولید را با پوشش فریبنده احیای تولید! انجام میدهد.
این سیاست با به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا و بعضی احزاب شوونیستی در اروپا و سیاست بی رحم در کشور خودما به اشاعه بیش از پیش نژادپرستی و بیگانه هراسی پرداخته است.
اقتصادی که دولتها را نیز در حد اجرا و مراقبت از سیاست های خود می‌بیند و حتی اخیرا کارگزاران این نوع اقتصاد راسا وارد دولت‌ها شده‌اند؛
ترامپ نقطه اوج نئولیبرالیسم است. رکس تیلرسون که اوائل دولت ترامپ از شرکت آکسون موبیل روی صندلی وزیر امور خارجه! فرود آمد نمونه دیگری ‌است و نیومی کلاین به طعنه کابینه ترامپ را جزیی از شرکت گلدمن ساکس معرفی می‌کند؛ فاجعه‌ای تمام عیار.
بحران برای نئولیبرالیسم نعمت است؛
چه سری‌لانکای بعد سونامی، چه عراق پس از حمله بوش، چه افغانستان پس از ۲۰۰۱ چه کرونا و…
بحران اتفاق می‌فتد و به بهانه آن شرایط ویژه اعلام می‌شود، تغییرات مورد نظر در فضایی که مردم پریشان از بحران هستند اعمال و پس از بحران تغییرات ایجاد شده با کلیدواژ‌ه‌ی بازسازی، ماندگار می‌شود. به عنوان مثال می‌توان به طوفان کاترینا اشاره کرد که در شرایط ویژه آن، اقامتگاه‌های عمومی نابود، قوانین محیط زیستی لغو!!، بلند بردن مواد خوراکیها، قیمت کردن و کمبود شدن مواد حفظ الصحه…
در مدت اخیر افراد زیادی به کرونا مبتلا و متاسفانه عده‌ی قابل توجهی از آنان علیرغم درمان درگذشته‌اند.‌
غم سنگین درگذشتگان، سایه نگرانی کرونا بر جامعه، تلاش دانشمندان در جستجوی راهی برای درمان یا کنترل این ویروس وضع این روزهای دنیا است.
سیستم نئولیبرال سعی خواهد کرد در آشفتگی بحران کرونا در مورد مسائلی چون بیمه و موارد مربوط به درمان و… خواسته‌های خود را اعمال و در مورد مسائل قدیمی چون تغییرات اقلیمی، گرم شدن زمین و… نیز اذهان را منحرف کند.
اما سکه بحران روی دیگری هم دارد که می‌تواند الهام بخش تغییرات مثبت باشد.
مردم جهان خصوصا فعالان اجتماعی، در زمینه‌های مختلف مثل فعالان ضد تبعیض نژادی، برابری جنسیتی، مهاجرت، زنان سرپرست خانوار، کودکان کار و… باید با هم مرتبط شده و از حالت جزیره‌ای خارج شوند و در برابر تغییرات مورد نظر نئولیبرال‌ها در شرایط بحران دستپاچه نشده و چون سد محکمی مانع اجرای این سیاست‌های زیانبار گردند. لازم به تاکید است که این مساله با حضور یک قهرمان خوش قلب -حداقل ظاهرا- مثلا برنی سندرز که البته از کارزار انتخابات کناره گرفت یا امثال بیل گیتس ها حل نمی‌شود و تنها روی دوشهای جامعه شدنی خواهد بود.
چقدر موثر و ارزشمنداست اگر ما مردم دنیا در شرایط فعلی تا حد ممکن خود واقعی خویش را شناخته و اگر تغییراتی لازم است اعمال کنیم تا در این بحران در برابر موج‌های بحران آماده بوده، پریشان و مبهوت نشویم.
نئولیبرالیسم نه تنها ایده‌ای بی‌نقص و قدسی نیست (چنانکه طرفداران ارتودوکس آن می‌پندارند).
فرمول‌های اقتصادی متفاوت علمی می‌توانند و توانسته‌اند اشکال انسانی‌تری از تئوری اقتصادی ارائه دهند که ذات علم برای بهتر زیستن است.‌
الگو و تجربه‌ی‌ کشورهای اسکاندیناوی تنها یک مثال در این مورد است و البته در مقام عمل طبعا هر کشور براساس زیست بوم و شرایط خود عمل خواهد کرد.
بحران کرونا درس‌های زیادی به ما داده‌است: همدلی هرچه بیشتر، استفاده کردن بهینه از وقت، زندگی را زندگی کردن، ارزشمند شدن آغوش‌ها، لبخندها و بوسه‌ها، کشف نقاط ناشناخته فضای مجازی، شناخت توانایی‌های جدید و… از انسان‌ها موجوداتی متفاوت و تواناتر از قبل به بار آورده که می‌توانند در این بحران ابتکار عمل را به دست بگیرند و از آن به شایستگی به سوی اقتصادی عادلانه ‌و انسانی‌تر گام بردارند. تا جایی که همه مردم گزینه‌های بیشتری برای انتخاب در زندگی داشته باشند..
این خواسته‌ شاید رویایی به نظر برسد اما شدنی بوده و پویشی است که در حال عملی شدن در دستان یکایک مردم جهان است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن