فرهنگی

متن سخنرانی جاوید نظری در مراسم فراغت تحصیلی انجمن دیدنو

فارغ التحصیلان گرامی، خانواده های عزیز، استادان محترم دانشگاه، یاران فرهنگی؛ السلام علیکم. بزم فرخنده فراغت تحصیلی مبارک.

اجازه دهید سخنانم ام را با یک مقدمه آغاز کنم. سال 1389 خورشیدی، دختری در ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی متولد شد. نام او را نجیبه بهار گذاشتند. سال 2007 وی با 98 فیصد نمره از مکتب فارغ شد. دولت جمهوری اسلامی افغانستان اورا به دلیل شایسته گی اش به بورسیه هندوستان معرفی کرد. او آنجا در دانشگاه عثمانیه لیسانس کامپیوتر گرفت. پس از برگشت و مدتی کار برای دولت، به جاپان رفت تا ماستری اش را در انستیتوت کامپیوتر ساینس کوبی بخواند. در سال 2014 به کابل آمد و کارش را در وزارت معادن و پترولیم آغاز کرد. تدارک شده بود تا با یکی از فرهیخته‌گان گرامی ازدواج کند. اما روز دوشنبه تاریخ 24 جولای 2017 ساعت شش و نیم صبح، موتر وی در گلای دواخانه از مربوطات ناحیه سوم شهر کابل هدف حمله انتحاری قرار گرفت. او و سی نفر از افراد ملکی افغانستان که 18 نفر شان کارمندان دولت بودند به شهادت رسیدند. سه نفر آنان از اثر سوخته گی شدید قابل شناسائی نبودند. نجیبه یکی از آنان بود. این قصه ی بسیار دردناک ایست اما منحصر به فرد نیست. افغانستان سرزمین قصه های دردناک است: پس از کودتای هفت ثور 1378 پس از آنکه حزب دموکراتیک خلق افغانستان قدرت را در دست گرفت؛ اتحاد جماهیر شوروی در سال 1379 به افغانستان آمد. جنگ در برابر آنان شعله ور شد. افغانها آنزمان 6 ملیون فقط در ایران و پاکستان محاجر شدند . دهه 1990 خلای قدرت بوجود آمد. انارشی بزرگ و کشتار بی رحمانه انسان. در 1996-2001 طالبان با خون و خمپاره و چماق و دُره به میدان آمد. 2001 آمریکا به افغانستان لشکر کشید. جنگ اما خاموش نشد و تنها در سال 2017 افغانها 1.8 ملیون مهاجر شدند و تنها در همان سال 3438 نفر ملکی و 7015 نفر زخمی شدند. تنها در زمان حکومت وحدت ملی تا اواخر 2018، افغانستان 45 هزار پرسونل امنیتی خود را از دست داده بود. تا سال 2018 تنها کمک مالی همکاران بین المللی در افغانستان 130 بلیون دالر شده بود که از آنجمله 72.5 بلیون شان فقط در امر تامین امنیت و مبارزه با مواد مخدر مصرف شد. حالا محدوده کشتار افغانها در روز 45 تا 70 نفر است. در بخش معارف، سال 2015 زمانیکه تعداد از شما تازه از مکتب فارغ می شدید، وزارت معارف اعلام کرد که 3.3 ملیون اطفال واجد شرایط افغان به مکتب نمی روند.  این مقدمه را به دولیل گفتم: یک اینکه خوشحالیم که علیرغم وجود چنین شرایط؛ دانشگاه ها، کتابخانه ها، مکاتب و مراکز فرهنگی روزنه های امید و رهائی اند. شما فارغ التحصیل شده اید و ما اکنون به شما افتخار می کنیم. دوم اینکه خواستم یاد آور شوم که مسئولیت شما پس از فراغت بسیار سنگین است.

حالا میخواهم چند نکته دیگر را نیز خدمت ارائه کنم:

نکته اول: در میان انواع متفاوت زندگی، یکی هم «زندگی تخصصی» است. زندگی تخصصی شناسه های متفاوت دارد: یکش قابلیت محاسبه پذیری است. در این نوع زندگی، ما مجبور می شویم بخش های زیادی از قابلیت، ظرفیت، تجربه و دانائی خود را با شاخصها/عنوان های قابل پیمایش ارائه کنیم. در این نوع زندگی، تلاشهای چهارسال تحصیل ما فقط یک کلمه میشود: لیسانس. در زندگی تخصصی/حرفوی نمیتوان ادعا کرد که “من ژورنالیست معروفم در حالیکه هنوز تعداد نوشته های نشر شده مان بیشتر از سه گزارش کوتاه خبری نیست. کار فرما برای به کار گماری دو رقیب در یک بست، ویژه گی های قابل محاسبه اورا معیار قرار میدهد. در زندگی تخصصی بجای گفتن اینکه: محقق و نویسنده ایم بهتر است دو گزارش نشر شده ای خود را با خود داشته باشیم. و بجای آنکه ادعا میکنیم با زبانهای دیگری در کنار زبان مادری مان آشنائیم نمرات خود را در یکی از زبانهای بین المللی ارائه کنیم. تخصص، بر آیند «دانش نتیجه محور» است. در دانش نتیجه محور توقع ما از هر پاره از دانش این است که بر رفتار، مهارت و کارآئی ما اثر بگذارد. در زندگی تخصصی، ما تمامی داشته های و مهارت خود را در پارچه کاغذی، می نویسیم که آنرا سی وی می گویند. در زندگی تخصصی ما به آدمهای که اطلاعات عمومی و پراکنده دارد نیاز نداریم. به ادمهای که تخصص و مهارت کارا دارد نیاز داریم. برای مثال برای داشتن یک زندگی تخصصی اطلاعات چون: زردشت در کدام سال پیامبر شد، نام بابه کلان فلان پادشاه چیست یا ساچمه بایسکل را در انگلیسی چی می گویند جزء از اطلاعات زباله ای حساب می شود و یاد گیری آن اهمیت ندارد. در کنار زندگی شخصی-اجتماعی خویش به برساخت زندگی تخصص خود نیز فکر کنیم.

نکته دوم: فارغین گرامی، مسئولیت شما از امروز آغاز میشود. از فردا شما سه راه در پیش دارید: یا ادامه تحصیل کنید، یا کار، یا هم کار و هم تحصیل. در صورت اول، شما اگر بخواهید در بیرون از افغانستان درس بخوانید به استثناء ایران در سائر کشورها به زبان انگلیسی نیاز دارید. از همین لحظه در مورد امتحانات تافل و ایلتس فکر کنید. اگر میخواهید کاریابید از فردا دنبال کار در موسسات، دولت یا ایجادکار شخصی شوید. اجازه ندهید، موجهای فیسبوک، انستاگرام و تویتر شما را از تلاش برای کار بیندازد. شما حداقل در روز یک درخواستی به شغلهای که 50 فیصد با تجربه و دانش شما همخوانی داشته باشد بفرستید. نا امید نشوید، شاید از 50 درخواستی شما فقط در 5 تایش دعوت به امتحان و مصاحبه شوید و شاید مدتی هم بیکار بمانید. شما باید عناصر تغییر در جامعه باشید، اجازه ندهید الگوی بدی برای دیگران شوید، شما راه بسیار را آمده اید. شما از برترین جوانان افغانستان اید؛ اجازه ندهید مردم به فرزندش بگوید، دخترپسر فلانی که درس خواند چی شد. شما ثابت کنید که دانش هم قدرت است و هم ثروت. شما حتی میتوانید شغل شخصی بسازید، 5 نفر تان یکجا شوید و یک شرکت سهامی بزنید. از در آمد اندک آغاز کنید. اجازه ندهید قامت رسای تان در برابر فقر و ناداری خم شود. اجازه ندهید روزگار از شما اعتماد به نفس را بستاند.

نکته سوم: ما در افغانستان با پدیده «عصبیت قومی» مواجهیم. افغانستان 30 قوم مختلف دارد: چهارتایش اکثریت است. پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک. پیچیده گی سازمانی قدرت، ساختار قدرت مند قومی، ارزشهای متفاوت، رنج، درد و درزناهای تاریخی، باعث شده است افغانستان فضای عادلانه برای توذیع فرصت ها نباشد که البته نیست. اما؛ ما بهرحال در این کشور زیست میکنیم. نیاز داریم در درون ساختار قدرت، اقتصاد و اجتماع افغانستان نفس بکشیم، زندگی کنیم و کار کنیم. فهم من اینست که ما نیاز داریم شیوه متفاوت را برای ورود به قدرت-ثروت امتحان کنیم. دژ بسته قدرتِ افغانستان تنها از راه جمع کردن لایک های زیاد در فیسبوک و فحش دادن سائر اقوام یا صرف ابراز درد وگریستن برای آن، باز نمیشود. ما نمیتوانیم با مظلوم نمائی در مذهب و باز خوانی مظلومیت تاریخی خود؛  قلف بسته قدرت-ثروت در افغانستان را بگشائیم. من پیشنهاد میکنم که منطق لابی گری را بیاموزیم.

نکته اخر: محصلین که هنوز فارغ نشده اید، با هر قیمت که میشود یکی از زبانهای بین المللی را بیاموزید. مهارت تانرا در آموزش کامپوتر بالاببرید. کمی کتابهای غیردرسی بخوانید تا قدرت استدلال، فصاحت و معلومات تان ازجهان دور وبر تان بالا رود. فیصدی دانشگاه تانرا نگذارید از 75% پائین اید که بدون آن احتمال بورسیه رفتن تان پائین می اید. سعی کنید ارتباطات تانرا گسترش دهید. به هرمیزان که شما آدمهای مؤثرتر را بشناسید جهان تان متفاوت تر خواهد شد. در رشته تان چیزی بنویسید. ضرورنیست همه تان به سیاست بندیشید، مواظب توانمند شدن در رشته خودتان باشید. در کنار آن باید قلب بزرگ و بخشنده داشته باشیم و از هر نوع خصومت و رقابت ناسالم بپرهیزیم.

پدر و مادر گرامی، حمایت تانرا از فرزندان تان ادامه دهید. برای زندگی آنان برنامه بریزید، ما همه باید بکوشیم روزکه دنیا را ترک میکنیم جهان بهتری را برای نسل بعد ساخته باشیم. ما باید هرروزِ مان و هرروزِ خانواده و نزدیکان مان بهتر از دیروزمان باشد. رسالت ما حتی بیشتر از فرزندان خود ما است. ما باید دست ناتوان پسر-دختر دوستان مانرا نیز بگیریم و آنانرا نیز به مکتب و دانشگاه بفرستیم.

ممنون از شما. ممنون از دوستانم در انجمن اجتماعی-فرهنگی دید نو برای تدارک این بزم فرهنگی. فراغت تحصیلی به همه تان مبارک.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن