سیاسی

در حکومت های خودکامه چگونه بی اخلاقی مجاز می شود؟

حدود سه سال پیش و در جریان برگزاری یک کنفرانس خبری، نتانیاهو کوشید تا اتهام یهودسوزی در جریان هولوکاست را به گردن مفتی مسلمان بیت المقدس انداخته و هیتلر را تطهیر نماید. اما یک جمله مرکل بسیار درخشان بود؛” ما آلمانی ها مسئول هولوکاست هستیم!” هر ساله و در روز جهانی یادبود هولوکاست آلمانی ها به خود یادآوری می کنند که فراموش نکنند مسئول بزرگترین کشتار جمعی یهودیان در آشوویتس بوده اند. نوعی توبه ملی!

کوچر بیرکار ریاضیدان مهاجر ایرانی تاکنون به موفقیت های درخشانی دست یافته است. او بعد از کسب دومین مدال فیلدز بعد از مریم میرزاخانی، اکنون به عنوان برترین اندیشمند جهان معرفی شده است. داستان چگونگی مهاجرت بیرکار به سرعت به موضوعی مورد مناقشه تبدیل شد( استفاده از وثیقه وزارت علوم، پناهندگی و ایجاد محدودیت سفر برای دانشجویان بعد از خود!). اقلیتی مسیر مهاجرت او را غیراخلاقی قلمداد کردند ولی اکثریت او را برای گریز از ایران جهت نیل به موفقیت های بعدی محق دانسته و تحسین کردند!

اتهام بستن به همدیگر و کمپاین کردن ناسالم همه این ها می تواند بی اخلاقی همرای همدیگر باشد.

حکومت های خودکامه در سراسر جهان نه تنها فرصت های پیشرفت را از شهروندان خود می ستانند بلکه امکان نقد جامعه را نیز از آنها سلب می کنند. همه چیز به نقد و نفی دولت ها تقلیل می یابد و احساس مسئولیت اخلاقی شهروندان به خاطره ها می پیوندد. همین می شود که نظام های سیاسی یکی پس از دیگری در می رسند ولی تغییر قابل توجهی در زیست جمعی مردم اتفاق نمی افتد. شیوه حکمرانی نامناسب، تلاش برای تغییر در دولت ها را توجیه، و نقادی نارسایی های جامعه را از دستور کار حذف می کند. در معنای دیگر چنین حکومت هایی نه تنها اخلاق را در تصمیمات خود نقض می کنند بلکه از جامعه نیز اخلاق زدایی کرده و هر گونه رفتار غیر اخلاقی را برای شهروندان توجیه پذیر می سازند. داستان مهاجرت کوچر بیرکار نیز دقیقا از همین منطق پیروی می کند. تا زمانی که نقد صرفا متوجه عملکرد نادرست دولت شده و کنش های شهروندان مصون از هرگونه ارزیابی اخلاقی تلقی شوند نمی توان به بهبود اوضاع امیدوار بود. درست آن است که سهم هر کدام از دو سوی دولت و جامعه در شکل گیری وضعیت ناگوار کنونی ارزیابی و براساس آن اتخاذ تصمیم شود. بنابراین می توان هم به نقد محدودیت های انجام شده از سوی حکومت در مناطق کردنشین پرداخت، و هم سوء استفاده احتمالی برخی از افراد در مسیر دستیابی شان به پیشرفت را مورد نقادی قرار داد. برای آلمانی ها بسیار ساده بود اگر گناه هولوکاست را یکسره به گردن هیتلر انداخته و خود را از ناهمراهی توجیه ناپذیرشان با نازی ها مبرا می ساختند ولی یادآوری سالانه و توبه جمعی آلمانی ها نه تنها احساس شرم را در آنها زنده نگهداشته است بلکه توانسته به مانعی بر سر راه تکرار اشتباهات گذشته ایشان در مسیر نژاد پرستی منجر شود! بنابراین اگر قرار است کورسوی امیدی در افق زیست ایرانیان پدیدار شود تنها از مسیر نقد همزمان نارسایی های دولت، جامعه و مردم، قابل دستیابی است. باید پذیرفت که تنها همدستی و همداستانی دولت و ملت می توانند چنین اوضاع نامساعدی را در کشور رقم زنند!

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن