اجتماعی

بیگانه درون

اغلب ما تصور می‌کنیم که آنچه رفتار و زندگی ما را اداره می‌کند تصمیم‌گیری‌های ماست. فکر می‌کنیم که ما برای روز و هفته و عمرمان آزادانه تصمیم می‌گیریم و بعد این تصمیمات را اجرا می‌کنیم. چنین تصوری به این دلیل است که از وجود قدرت‌های مافوقی به‌نام “پیش‌فرض‌ها” غافلیم.

پیش‌فرض، تصوری است که در پس‌زمینه ذهن ما جای گرفته و ما را به نوع خاصی از رفتار وادار می‌کند. پیش‌فرض‌های ما نقشی اساسی در تعیین رفتار و زندگی ما دارند. آنها ارباب‌هایی هستند که در درون ما زندگی می‌کنند و فرمان‌شان همواره حلقه‌ای بر گوش ماست. با این حال حضور آنها برای ما چنان مسلم و بدیهی است که کمتر به آن توجه می‌کنیم.

مثلا پیش‌فرض بعضی از ما این است که “دنیا جای کار کردن است” لذا باید از صبح تا شب بی‌وقفه کار کرد و کمتر استراحتی داشت”. پیش‌فرض بعضی دیگر این است که “من مسؤول رفع مشکلات همه افراد خانواده‌ام هستم. هر مساله‌ای که روی بدهد منم که باید حلش کنم”. پیش‌فرض بعضی این است که “من باید ایده‌آل و بی‌نقص باشم و سرزدن هر خطایی از من، گناهی نابخشودنی است”. برخی دیگر هم فرض می‌کنند که این دیگران هستند که باید درباره‌ بدی و خوبی رفتار آنان رأی بدهند، یا ارزش آنها را تعیین کنند…

پیش‌فرض‌ها در کودکی بر ذهن ما تلقین می‌شوند و با ابزار ترس و سرزنش ما را کنترل می‌کنند. به این ترتیب ما هیچ‌وقت به افکار و تصورات خود شک نمی‌کنیم و فکر نمی‌کنیم که می‌توان به شکل دیگری هم زندگی کرد. پیش‌فرض‌ها به‌شکلی خاموش و ناشناس بر ما حکومت می‌کنند و تا آخر عمر، دنیای ما را در تنگنای تصورات خاصی، نگاه می‌دارند. آنها مانع تغییر و باعث فشار و رنجند و از ما ربات‌هایی خودکار و مجبور می‌سازند. شناخت و نقد پیش‌فرض‌های خود یک گام بزرگ به‌سوی آرامش و آزادی است.

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن