اجتماعی

خانم کوثر نورانی اولین زن بود که صدایش را از ورای امواج رادیو افغانستان بگوش هموطنان ما رسانید

دوموجود بعد ازخداوند (ج) پرستش واحترام براو واجب میباشد بکی مادر ودیگرش استاد است . بلی مادرازشیره جان طفل را پرورش میدهد واستاد از طریق علم بر او اصول زندگانی را می آموزاند . مادر سلاطین گیتی، مختری، رجال برجسته ودانشمندان ،هنرمندان وسپاهیان پرغرور را آغوش خود می پروراند.   

مادران در جهان افتخارات فراوان دارند  اما  مادران افغان در سرزمین ما افتخارات بخصوص دارند.  زیرا کرکترهر انسان زاده طبعیت آن سرزمین میباشد. اگر افتخارت مادران کشور را خودرا برسی کنیم زن افغان درردیف برجسته ترین زنان جهان از نظر شهامت بشمارمیرود.

خانم کوثرنورانی با وجودیکه زاده سرزمین ما نبود اما اوبزرگترین افتخار زنان افغنستان در دفاع از نهضت نسوان  دارا  بوده است. او چون قله های شامخ پامیر در دفاع ورشد فرهنگ وادب افغانستان استوار وبی باکانه رزمیده است. 

   وی انسان ادیب، دانشمند و در عین زمان جسیم وبا هیبت بوده است. او  زاده سرزمین استامبول ترکیه  وهمسر مرحوم محمد سالم نورانی افسرغیورافغان که برای تحصیلات نظامی  در دوره امانی به کشور ترکیه رفته بود ٬  میباشد .  وی بعد از  ازدواج با یک افسر افغان، ترک یار ودیار نمود درافغانستان اقامت گذید ومصدر خدمات شایانی درعرصه های مختلف گردید. 

در زمان درافغانستان زندگی میکرد که اصلا خانم های آن عصر درحصار خانه های شان  بسرمیبردند وهمه تحت پوشش حجاب قرارداشتند اویگانه خانم بود که حجاب نمی پوشید، ودرلیسه ملالی بحیث استاد وظیفه آموزش وپرورش دختران وطن را به عهده داشت.  در زمانیکه رادیو کابل ازکوتی لندنی به تعمیر جدید در پل باغ عمومی متصل وزارت مخابرت منتقل شده بود .  اولیای امورمطبوعات بدین عقیده بودند که چطور صدای خانم ها را درنشرات  رادیو بگنجانند.

زیرا از تجربه تلخ دوران شاه  امان الله که روحانیون برداشت  و تحمل  دموکراسی را نداشتند ودست به اغتشاش زدند٬  می هراسیدند.

بنآبر این ملحوظ ازخانم کوثر نسبت  تبار بودنش دعوت نمودند که در رادیوی کابل  در نشرات  سهم بگیرند او باجبین گشاده  پذیرفت و اعلانات تجارتی را به خوانش گرفت.

این خانم پیشتاز وسنت شکن با پزیرفتن مسولیت بزرگ  دروازه  ترقی و پیشرفت را  برای خواهر افغانش باز نمود.

در دهه سی زمانیکه زنده یاد سردارمحمد داود اعلان  رسمی رفع حجاب نمود خانم کوثر نورانی با سهم گیری فعالش رهبری حدود صد زن و دختران  جوان خود را در رابطه با این امر به عهده گرفت وپروسه دموکراسی را تقویت نمود  به این معنی که درکلوپ عسکر شعبه خیاطی، گلدوزی، وبافت تاسیس شد زنان و دختران در کنار مردان تحت سرپرستی خانم نورانی در دوختن لباس عسکری، کلاه سربازان، صاحب منصبان، فیته کلاه، سرشانه یی  زردوزی و تزئینات یونیفورم عسکری سهم فعال گرفتند.

خانم کوثر نورانی در دهه چهل به حیث زن برگذیده سال انتخاب گردید. مجلات ژوندون، پشتون ژغ ودیگر جراید در باره ان خانم ارجمند  تبصره  نوشتند وعکس هایش به نشر رسانیدند.

  آن قهرمان زن ترک افغان بر علاوه اینکه در لیسه ملالی  به تربیه شاگردان معارف همت گماشت در دستگاه خیاطی اردوی«عسکری» افغانستان سالیان درازی خدمت نموده است.

خانم نورانی همسرعزیزاش را در سال 1343 ش- ازدست داد فرزندان خود را با محبت فراوان پرورش وتربیت نمود وبار عظیم یک خانواده بزرگ را با بزرگواری بدوش گرفت  وفرزندانش را با تحصیلات عالی تا  دکتورآ، ماستری، لسانس، یا حداقل تا سطح بکلوریا دانش آموخت.

  اوخود عاشق کتاب بود وتا سالهای اخیر درحالیکه  فروغ چشمان مشعلش ضعیف گردیده بود با گذاشتن عنیک  کتاب نویسند گان بزرگ جهان را به زبان خودش (ترکی ) مطالعه مینمود.

دامن  مادر  گوهر نا یاب است هرگاه  مادری مثل خانم نورانی نمی بود امروز هنرمندان معروف “نورتن نورانی ، زلیخا نورانی”، طنزنویس مشهور”جلال نورانی” را نمیداشتیم،  ارجمندان ازهمت والای مادر به منزلت رسیدند.

آن شیر زن جسور وفدا کارتنها در مورد نطاقی از خود گزری نکرد بالا تر ازآن اولاد  معارف را تربیت نمود در بخش اردوی وطن ما خدمت کرد وجرائت  کار وتمثیل دموکراسی را برای زنان  مستور افغان انتقال داد.  ومهم ترازآنکه زمانیکه شوهرش را ازدست داد٬ اطفال  نازین خودرا با شهامت اعاشه وبدرجات عالی تحصیلات رسانید . هرگاه یک فامیل  که مادر شان را از دست داده باشند با فامیل نورانی مقایسه بداریم ٬ تفاوت های زیادی را خواهیم دید و یا بهتر بگویم که پدر خانواده ازدواج دوم میکرد واطفال مذکور ازدو نعمت (پدرومادر)بی نصیب میشدند مگر “نورانی ها” نه تنها از دو نعمت بی نصیب نشدند بلکه  کمبود پدر در آغوش پر محبت  مادر شان  احساس نکردند. پس ثابت است که بهترین بهشت  آغوش مادر است و برافتخار ترین انسان مادر واستاد  میباشد .

خانم نورانی  نه تنها  برای  فرزندانش  مادر مهربان  بود بلکه  شاگردانش را نیز چون مادر با محبت رهنمایی  میکرد. گرچــــه  خــانـــم  نورانــی  زاده سرزمین  ترک « استانبول »  بود اما درجوانی  با عرف وعادات سرزمین  افغانستان خو گرفت ٬ با کمبودها  مبارزه کرد و از خوبی ها عرف وعادات پسندیده  ما آموخت.  چونکه  سرنوشت  او با آموختن  و آموزاندن  گره  خورده بود ٬ دانش  و فضلیتش را بر دیگران  انتقال  داد در این  رابطه حدود را مجاز نمیدانست و تا آخرین  رمق  حیاتش که مسولیت  رسمی خارج  ازمنزل  هم نداشت ٬ مطاله  میکرد وبر فضلیت  خود می  افزود.
  روحش  شاد باد

بر گرفته از صفحه     176 الی  182 کتاب  اوای  ماندگار زنان  : نوشته – مـاریـا دارو سال  چاپ   2007 م  –  کانادا

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن